«مهربانی» کی آخر آمد؟ «دیوار»ش را چه شد؟

16:55 ۳۹۲ روز و ۶ ساعت پیش ایسنا 745 0
«مهربانی» کی آخر آمد؟ «دیوار»ش را چه شد؟

«چرا یک کار خوب و انسانی را نیمه‌تمام رها کردیم؟ آن همه شور و اشتیاق چرا این همه زود در بسیاری از شهرها فرونشست؟ به دیوار اگر اعتقاد نداریم، به مهربانی که هنوز باور داریم.»

ایسنا

به گزارش ایسنا، احسان محمدی در عصر ایران نوشت: «همه چیز خیلی ساده شکل گرفت. اول چند عکس دیوارهایی ساده با چند لباس آویخته به میخ در شبکه‌های مجازی با شعار «اگر نیاز نداری بذار و اگر نیاز داری بردار» و بعد موجی که انگار سر باز ایستادن نداشت. دیوار مهربانی برای ایرانیان از دیوار برلین مشهورتر شد. در تمام استان‌ها مردم لباس‌هایی را که استفاده نمی‌کردند، می‌شستند، اتو می‌زدند و به دیوارهای مهربانی آویزان می‌کردند تا مستحقی بردارد. خیابان‌خوابی سرمازده یا حتی نیازمندی آبرومند که شرمش می‌آمد، دستش را برای گدایی دراز کند.لذت بخشش آن قدر شیرین بود که بسیاری از روزنامه‌های جهان از گاردین تا نیویورک‌تایمز درباره‌اش گزارش نوشتند و این کار ایرانیان را در خاورمیانه‌ای که بوی باروت و خون و عرق چندش‌آور داعش گرفته بود، تحسین کردند اما این روزها انگار عمر دیوار مهربانی هم به سر آمده!بعضی‌ها گفتند که معتادها و دله‌دزدها می‌آیند و لباس‌ها را می‌برند و دست مستحق نمی‌رسد. برخی بهانه آوردند که این کار فخرفروشی به نیازمندان است و اگر راست می‌گویید بروید لباس نو بخرید. عده‌ای نوشتند که باید یک نهاد رسمی از این کار حمایت کند وگرنه فایده ندارد. کسانی ایراد گرفتند که لباس‌ها ممکن است آلوده به بیماری باشد و... از این بهانه‌هایی که عموما کسانی می‌آورند که خودشان حتی یک قدم برنمی‌دارند و مثل شخصیت «گلام» در سریال گالیور فقط می‌گویند: «من می‌دونستم ما موفق نمی‌شیم!»این روزها از دیوار مهربانی فقط دیوارش مانده و انگار مهربانی‌اش کوچ کرده. چند میخ کج و کوله یا حفره‌های باقیمانده از رخت‌آویزی که آن را هم عده‌ای کنده‌اند. آیا همه نیازمندان صاحب لباس شدند؟ کارتن‌خواب‌ها به گرمخانه‌ها منتقل شدند و این شب‌های سرد کسی در خیابان تنش نمی‌لرزد؟ چرا یک کار خوب و انسانی را نیمه‌تمام رها کردیم؟ آن همه شور و اشتیاق چرا این همه زود در بسیاری از شهرها فرونشست؟ به دیوار اگر اعتقاد نداریم، به مهربانی که هنوز باور داریم.این روزها به محض باز کردن اینستاگرام باید بروی زیر پتو شلغم بخوری، وگرنه از هجوم این همه عکس از برف سرما می‌خوری! خوب است که لذت می‌بریم از برف و بارانی که از راه می‌رسد اما یادمان نرود برفی که باعث می‌شود بالاخره بوت‌های خوشگل‌مان را بپوشیم و از پلیور و کت چرم‌مان رونمایی کنیم مثل افعی از سوراخ کفش کسی بالا می‌رود. از لای یقه باز کودکی، از آرنج شکافته شده مردی که روزگار با او نساخته یا او با روزگار نساخته، بالا می‌رود و خونش را منجمد می‌کند. به آنها هم فکر کنیم.شعاردرمانی و سخنرانی‌های کوبنده برخی مسئولان وسط زمستان برای هیچکس لباس گرم نمی‌شود. برای هیچکس پاپوشی نمی‌شود که آب باران از سوراخش به داخل نلغزد.لطفا همین امروز بروید سراغ لباس‌هایتان. آنهایی را که نیاز ندارید، بشویید، اتو بزنید و کنار بگذارید و هر وقت به خیابان می‌روید چند تایی را توی کوله‌پشتی‌تان بگذارید و به خیابان‌خواب‌ها، به بچه‌های کار بدهید. به لطف تلاش برخی مدیران به محض بیرون آمدن از خانه یک نفر را می‌بینید که مثل بید می‌لرزد! به او لباس گرم بدهید و «پاداش آنی‌تان» را از شنیدن تشکرش، از دیدن چشم‌های قدردانش، از سر تکان دادنش بگیرید و لذت ببرید از حس خوب بخشش.سال گذشته چند کارتن‌خواب گوشه خیابان‌ها از سرما یخ زدند، مُردند. دفن شدند. از یاد رفتند. به داد هم برسیم. با دیوار مهربانی، با کوله‌پشتی مهربانی... با مهربانی.»


گروه های زیر مجموعه اجتماعی

رسانه
رسانه
شهری
شهری
رفاه و تعاون
رفاه و تعاون
زنان و جوانان
زنان و جوانان
حوادث و انتظامی
حوادث و انتظامی
باشگاه شبانه
باشگاه شبانه
خواندنی ها
خواندنی ها
محیط زیست
محیط زیست
جوانان و خانواده
جوانان و خانواده
عمومی
عمومی
سلامت
سلامت
آموزش و پرورش
آموزش و پرورش
دنیای ارتباطات
دنیای ارتباطات
حقوقی قضایی
حقوقی قضایی
خانواده
خانواده

آخرین اخبار

مینی شعر (471)
شعر، نشانه یک زندگی عالی و بشری است. مردم با خیال زندگی می‌کنند و بهترین چیزی که خیال را تحت تاثیر قرار می‌دهد شعر است، پس این واقعیت که نقش روزمره کننده را ایفا می‌کند و شعر، حقیقتی است که اگر نمی‌شود سراینده آن بود، می‌توان دست کم خواننده آن شد و از روزمرگی رهید.

پر بازدید ترین اخبار امروز

رمان «غول مدفون»؛ دنیایی بی‌رحم پر از غول و اژدها و فراموشی
«غول مدفون» آخرین رمان کازوئو ایشی‎گورو است که جدیدترین ترجمه آن را سهیل سمّی توسط انتشارات ققنوس به خوانندگان و علاقه‌مندان این نویسنده ارایه داده است. در ‌سال۲۰۱۵ زمانی که ١٠سال از انتشار آخرین کتاب ایشی‌گورو «هرگز رهایم مکن» می‌گذشت غول مدفون در بحبوحه اشتیاق شدید و انتظار طولانی خوانندگان منتشر شد.
فیلم «مادر!»، رویای تب آلود رسیدن به نور
بهترین توصیف برای فیلم «مادر!» این است که آن را یک رؤیای تب آلود بنامیم - لااقل این عبارت به خوبی نشان می دهد که دارن آرنوفسکی (سازنده «قوی سیاه» و «مرثیه ای برای یک رویا») موقعی که فیلمنامه را یکجا و به شکلی دیوانه وار در رایانه اش ثبت کرد، چه حال و وضعی داشت.
شبکه «افق»، عزیزدردانه تلویزیون
واکاوی یک اتفاق که بارها رخ داده: دلیل بازپخش و معرفی برنامه های شبکه «افق» و در شبکه های دیگر چیست؟ آیا «افق» به خوبی دیده نمی شود یا رانت آن قوی است؟
بودجه 97 شهرداری هفته آینده به شورا ارایه می‌شود
مهندسی شورای چهارم توسط هیات رییسه- اعتراضاتمان به شهرداری وقت بی‌نتیجه می‌ماند
تهران؛ جزو محروم‌ترین استان‌های کشور
لزوم نظرسنجی از همه اقشار درباره طرح ترافیک جدید
از «خیانت در صندوق ذخیره کارکنان شهرداری» تا قراردادهایی که پولش صرف انتخابات شد
اعتبار۴۰۰۰ میلیارد تومانی برای تکمیل خطوط ۶ و ۷ متروی تهران
واژگونی بونکر حمل سیمان جان دو نفر را گرفت
اعلام کارمزد وام‌های اشتغال‌زایی مناطق روستایی و مرزی
توقیف 276 کامیون و جریمه 2500 خودروی سنگین فرسوده طی 22 روز
50 اخطار طی 21 سال برای ساختمان پلاسکو- تهران ساختمان‌هایی بدتر از پلاسکو دارد