«احسان خواجه امیری» چگونه ستاره شد؟

13:10 ۵۹۰ روز و ۸ ساعت پیش برترین ها 570 0
  «احسان خواجه امیری» چگونه ستاره شد؟

درآمدن از زیر نام جاودانه معیار آواز ایرانی، استاد ایرج بزرگ سخت است اما احسان خواجه امیری این کار را کرد.

برترین ها

ماهنامه دیده بان: درآمدن از زیر نام جاودانه معیار آواز ایرانی، استاد ایرج بزرگ سخت است اما احسان خواجه امیری این کار را کرد. او با رویای آهنگسازی وارد کار موسیقی شد، چیزی که پدرش در آن دستی نداشتم بعد خودش در اتاقی که با شانه های تخم مرغ نابودش کرده بود، استودیو درست کرد و پدر را به آنجا دعوت کرد و برایش خواند و از او هم در خواندن کمک گرفت و اینجوری آلبوم داد و بعد کم کم، سبک و استایل خودش را به دست آورد. احسان قبل از سال 86 هم کار کرده بود اما مبنای کار را شهرت فراگیرش بعد از سریال میوه ممنوع گذاشتیم.

وقتی که بچه بودم و طبیعتا درآمدی هم نداشتم که بروم استودیو و برای آنکه بتوانم کارهایم را ضبط کنم این فکر به سرم زد که اتاقم را آکوستیک کنم. ارزان ترین راهی که به ذهنم رسید، شانه تخم مرغ بود. به زحمت از سوپرمارکت های مختلف 20-10 تا شانه تخم مرغ خریدم تا بتوانم اتاقم را آکوستیک بکنم و کارهایم را ضبط کنم. وقتی با شانه تخم مرغ آمدم داخل خانه مادرم پرسید با اینها می خواهی چه کاری انجام بدهی؟ مانده بود که من دارم چکار می کنم.
 
  «احسان خواجه امیری» چگونه ستاره شد؟

استودیوی خانگی

پدرم که کلا مخالف کار موسیقی من بود و موافقت نمی کرد که قبل از دانشگاه وارد کار موسیقی شوم. البته من کار خودم را کردم. اولین آهنگی را هم که با پدرم کار کردم به ایشان نگفته بودم که من دارم یک آهنگ می سازم که می خواهم با شما بخوانم. گفتم یک دقیقه بیا توی اتاق این را گوش کن ببین چطور است، شوخی شوخی گفتم بیا روی این آهنگ بخوان، یواش یواش کار را جمع کردم. یک استودیوی خانگی درست کرده بودم و خودم هم ساز می زدم. همه سازها را دوست داشتم. خیلی کنجکاو بودم.

وقتی خیلی کوچک بودم و حدود 9 سالم بود با بابا می رفتم استودیو. آنجا هی می خواستم بروم به آن دستگاه ها دست بزنم ببینم چیست. الان قشنگ یادم هست که در یک استودیویی صدابردار به من می گفت «دست نزن، بنشین»!  به من هم اجازه نمی دادند دست بزنم، می گفتند خراب می شود. من البته کار خودم را می کردم. چند ماه یک بار یک ساز می خریدم. مثلا می گفتم می خواهم سنتور بزنم و پدرم می رفت برایم سنتور می خرید، می رفتم کلاس و چهار ماه بعد می گفتم حالا تار می خواهم.

زندگی با استادان

یادم هست که یک دفعه استاد شهناز آمد منزل ما. تار زد و من خیلی خوشم آمد. از فردا به بابایم می گفتم من تار می خواهم. آنقدر اصرار کردم که برایم یک تار خرید. استاد توکل می آمد خانه ما و من می دیدم که سنتور می زند و من می گفتم سنتور می خواهم. هر چی را که می دیدم می گفتم می خواهم.
 
   «احسان خواجه امیری» چگونه ستاره شد؟

پیش اساتید مختلف کلاس می رفتم. سنتور را پیش استاد میلاد کیایی کار کردم و تار را پیش استاد مهتدی. ویولن را هم پیش استاد فیروزبخت کلاس می رفتم و بنابراین همه سازها را تجربه کردم. خیلی علاقه داشتم. خیلی هم کار  می کردم. از صبح که بلند می شدم تا شب از خانه بیرون نمی رفتم. همین جور نشسته بودم پای دستگاه کامپیوتر و ضبط می کردم، ساز می زدم، می خواندم، شعر می گفتم و تجربه می کردم.

کلا موسیقی را دوست داشتم و از آنجایی که رشته تحصیلی ام کامپیوتر بود و در آن، نسبت به سنم خیلی تبحر داشتم، گرایش پیدا کرده بودم به صداهای الکترونیک، فضاهای جدید و نرم افزارهایی که آمده بود. شاید بتوانم بگویم من جزو اولین کسانی بودم که با آن نرم افزارهای صداسازی کار می کردم.
 
زمانی که همه با دستگاه آنالوگ کار می کردند، من با کامپیوتر کار می کردم و این باعث شده کم کم به یک سبک و موسیقی ای برسم که امروز دارم ارائه می کنم. این موسیقی تدریجی بود. یعنی من همزمان که داشتم موسیقی سنتی را کار می کردم، ردیف های آوازی را می خواندم و ساز می زدم همزمان به کلاس های کامپیوتر می رفتم و هر روز یا یک روز درمیان به کلاس های کامپیوتر می رفتم و در دنیای کامپیوتر غرق شده بودم.

صبح ها که بیدار می شدم صبحانه می خرودم و می رفتم داخل اتاق، در اتاقم را می بستم تا شب. یک بار روی یکی از کارهای بابا خوانده بودم. صدایش کردم. یکی از دوستانش هم پیشش بود. آمد داخل اتاقم. گفتم بابا این را گوش کن. بابام تعجب کرد. آهنگ بدون کلام یکی از کارهای پدر را داشتم و روی آن خوانده بودم. بابام خیلی خوشش آمد و خیلی تشویقم کرد. آن موقع خیلی سنتی می خواندم. به این سبک موسیقی امروزم که به تدریج رسیدم. کلاس آواز به آن صورت نرفته بودم ولی ردیف های آواز را خیلی خوب کار کرده بودم.

پدر که همیشه پیشم بود از ایشان سوال می کردم و یاد می گرفتم. ایشان را می آوردم داخل اتاقم، برایم می خواند و من همان ها را حفظ می کردم و خیلی دوست داشتم. در کنار آن از ردیف های موجود هم استفاده کرده و از روی آنها می نوشتم. مثلا ردیف های مرحوم محمود کریمی را حفظ کرده بودم. برای کسانی که می خواهند آواز ایرانی کار کنند، این ردیف ها هم راحت است و هم مجموعه نسبتا خوب و جمع و جوری است. آوازهای پدر را می گذاشتم و گوش می کردم و از ایشان می پرسیدم که اینجا را چطور خواندی و آنجا چطور است.
 
  «احسان خواجه امیری» چگونه ستاره شد؟

هر چی آرزوی خوبه مال تو

در آن سال ها اصلا فکر نمی کردم که موسیقی می تواند حرفه ام باشد. علاقه داشتم و وقت گذاشتم. اصلا به جوانب آن فکر نمی کردم و قبلا نمی گفتم که این کار را باید بکنم تا یک آلبوم پرفروش شود یا فلان کار را کنم که فلان امکان اتفاق بیفاتد. اصلا نمی دانستم آلبوم چیست. اینها به تدریج به وجود آمد.

وقتی به جایگاهی رسیدم که دوستان می گفتند که کارت چقدر خوب شده و از کارم تعریف می کردند، تشویق شدم که یک مجموعه از خودم را انتشار بدهم. فکر نمی کردم که من یک روز خواننده معروفی می شوم. اصلا این چیزها توی ذهنم نبود و بهش فکر نمی کردم.

«هرچی آرزوی خوبه مال تو» اولین تیتراژی بود که برای سریال غریبانه می خواندم و به نوعی شروع کار حرفه ای من بود. یک پنجشنبه آقای افشین یداللهی به من زنگ زد. او با آقای قاسم جعفری کار کرده بود. گفت ایشان دارد یک سریال می سازد، من یک شعر به آنها دادم و آن شعر آهنگسازی شده و یک خواننده دیگر هم آن را خوانده اما خوش شان نیامده، تو یک اتود بزن. گفت من به آنها گفتم تو می توانی کار کنی.

میوه ممنوعه

همیشه اعتقاد داشتم هر وقت قرار است اتفاقات خوبی بیافتد، قبل از آن مدام اتفاقات بد می افتد. این برای من خیلی از اوقات افتاده. مثلا قبل از «سلام آخر»، شش، هفت ماه ممنوع الکار بودم و در بدترین شرایط روحی قرار داشتم و بعد «سلام آخر» منتشر شد و «میوه ممنوع» ساخته شد و کنسرت 86 برگزار شد که یکی از بزرگ ترین کنسرت های ایران تا به حال بوده و همه اینها هم در طول دو ماه اتفاق افتاد.

آن شب که می خواستم این کار را اتود بزنم هم، یک دفعه کامپیوترم خراب شد، هاردم پاک شد و این در شرایطی بود که یک سریال به من پیشنهاد شده بود. خیلی برایم سخت بود. در کمال ناامیدی به خانه یکی از دوستانم، بهنام خدارحمی رفتم و گفتم کامپیوترم خراب شده و می خواهم این کار را ضبط کنم. با هم، دو ساعت، دو ساعت و نیم وقت گذاشتیم و من آمدن خانه، با یک ضبط صوت رولند که در خانه داشتم، دو باند را روی آن ضبط کردم و همین طور که روی تختخوابم نشسته بود، یک دور آن را خواندم و جمع ظهر یک CD را بردم دفتر آقای جعفری که ماکت را گوش کنند.
 
   «احسان خواجه امیری» چگونه ستاره شد؟

یادم هست شنبه شب در اتاقم داشتم کار می کردم که یک دفعه دیدم مامانم می گوید بدو بیا. دیدم کانال پنج دارد تیزر همان سریال را با آهنگ من پخش می کند. یعنی همان ماکت که من خوانده بودم را پخش کردند و الان هم همان ماکت است و ما دیگر، نه روی آن سازی گرفتیم، نه ویرایش کردیم و نه اورتوری برایش ساختیم. یک ماکت زدیم و یک ریتم تا ته آهنگ کپی کردیم و همان شد «هرچه آرزوی خوبه مال تو». هنوز سریال شروع نشده و آن تبلیغ سریال بود اما آنقدر آن تبلیغ گرفت که کارگردان به من زنگ زد که برای تیتراژ پایانی آن سریال هم شما اتود بزن. آن ترانه هم آهنگسازی شده و یک خواننده آن را خوانده بود. من آن ترانه را هم برایشان اتود زدم و آن ترانه هم شد تیتراژ پایانی آن سریال.


گروه های زیر مجموعه چهره ها

چهره های ایرانی
چهره های ایرانی

آخرین اخبار

در این شهر احساس غول بودن می‌کنید
شهر مینیاتوری هامبورگ یک سرزمین عجایب واقعی است که دارای بزرگترین ماکت راه آهن جهان (به طول ۱۵۴۰۰ متر)، فرودگاه، استادیوم فوتبال، کوهستان و نسخه ای از کل شهر و حومه آن است.
شوخی‌های جالب؛ از توئیت ترامپ تا پول برره جای دلار!
هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده.
از دیدن این ویدئو پشیمان نمی‌شوید
تا به حال شده از دیدن چیزی بدنتان مورمور شود یا به دلایل نامعلوم حس آرامش یا شادی غیرقابل کنترلی به شما بدهد یا به عبارت دیگر چیزی که شما را واقعا راضی کند؟ در اینجا می خواهیم دقیقا 10 دقیقه خالص این حس را به شما بدهیم.
دانستنی‌های جالب؛ از زوج آدمخوار تا تخم عجیب کوسه شاخدار!
در زندگی همه ما پیش آمده که برخی اصطلاحات را بدون دانستن ریشه و وجه تسمیه اش بکار ببریم و یا یک رسم و آداب خاص را به صرف تقلید از پیشینیان خود، بدون اینکه بدانیم چیست و از کجا آمده انجام داده باشیم.
۱۰ شادی گل ناموفق در دنیای فوتبال!
جهان فوتبال پر از اتفاقات جالب و دیدنی است. یکی از جذابترین صحنه های فوتبال مربوط به شادی بازیکنان بعد از به ثمر رسیدن گل است که در بعضی از مواقع نمی توانند به خوبی آن را اجرا کنند و نتیجه آن خنده دار از آب درمی آید.
کارکرد رسانه ها باید تعالی ایران باشد
اردبیل - ایرنا -مدیرعامل خبرگزاری فارس گفت: فعالان رسانه ای امروز به عنوان سربازان عرصه جنگ نرم نقش مهمی در برابر تبلیغات منفی ابر رسانه های دشمن داشته و کارکردشان باید تعالی ایران باشد.
قرارگاه خاتم همچون گذشته پروژه های شهری را انجام دهد
تهران- ایرنا- شهردار تهران گفت: از قرارگاه خاتم انتظار داریم همچون گذشته، پروژه های در دست اجرا را با قدرت و قوت انجام دهد.
حدود 7500 مدرسه حاشیه جاده باید ایمن سازی شود
بجنورد- ایرنا- معاون دفتر ایمنی و ترافیک سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای با اشاره به دغدغه ها برای عبور و مرور دانش آموزان روستاها از عرض جاده ها گفت: حدود هفت هزار و 500 آموزشگاه روستایی در حاشیه جاده ها باید ایمن سازی شود.
جنگل های بلوط بخش مرکزی پلدختر دچار آتش سوزی شد
خرم آباد - ایرنا - فرماندار پلدختر گفت: جنگل های بلوط کوه های سماق و زمگه واقع در روستای پران پرویز بخش مرکزی پلدختر دچار آتش سوزی شد.
ناو هندی در بندرعباس پهلو گرفت
بندرعباس - ایرنا - ناو هندی «تارکاش» با هدف گسترش فرهنگ صلح و دوستی و به منظور تحکیم و ارتقاء روابط بین دو کشور ایران و هند، عصر دوشنبه در منطقه یکم امامت نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی در بندرعباس پهلو گرفت.

پر بازدید ترین اخبار امروز

نذری عجیب برای سلامتی «بهاره رهنما»! -عکس
بهاره رهنما، تصویر زیر را در استوری اینستاگرامش منتشر کرد.
دود خودسوزی هورالعظیم 6 شهرستان را فراگرفت
اهواز - ایرنا - مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان گفت: دود غلیظ ناشی از آتش سوزی در بخش عراقی هورالعظیم امروز 6 شهرستان را در خوزستان فرا گرفت.
چرا ردپای فضانورد آمریکایی در ماه با کف کفشش مطابقت ندارد؟+تصاویر
رد پای ثبت شده باز آلدرین، که به همراه نیل آرمسترانگ اولین انسان‌هایی بودند که به کره ماه قدم گذاشتند، بر سطح کره ماه، با کف کفش‌های لباس فضایی وی مطابقت ندارد و موجب ایجاد یک سوال بزرگ در اذهان عمومی شد که جواب ساده‌ای دارد.
دلار در حوالی 9000 تومان-پیشخوان
روزنامه های اقتصادی امروز دوشنبه اول مرداد 97 را در اینجا مشاهده کنید.
اقدام پسندیده فرهاد مجیدی برای مراسم ختم پدرش
فرهاد و فرزاد مجیدی، دو بازیکن اسبق استقلال این روزها داغدار درگذشت پدرشان هستند.
دکتر پروین فرشچی، دومین سفیر زن ایران
ژوله باور ندارد که سلبریتی شده است!
پولسازترین تهیه کنندگان سینمای ایران
مهدوی‌کیا لژیونرِ مربی ها؛ به آلمان موشک صادر کردیم!
نگاهی به زندگی «احمد قوام السلطنه»؛ چرچیل ایرانی
خسرو شکیبایی؛ نقش آفرینی‌ها و نقل قول‌های ماندگار
جناب استاد شجریان؛ چرا ما آن قدر دوستت داریم؟
خاطرات «همایون» پس از شکست سکوت ۴۰ ساله
زادروز نعمت الله آغاسی؛ لاله‌ای در لب کارون
عارف غفوری؛ شعبده‌بازی که خود قربانی شد