بازیگر نقش شازده در سریال بانوی عمارت: عرق خاصی به تراکتور دارم

18:04 ۲۰۹ روز و ۷ ساعت پیش ایرنا 680 0
بازیگر نقش شازده در سریال بانوی عمارت: عرق خاصی به تراکتور دارم

پایگاه خبری - پایگاه تحلیلی 'تبریز من' در گفت وگویی با 'حسام منظور'، بازیگر نقش شازده امیر ارسلان در سریال بانوی عمارت، انجام داده و از قول وی نوشته است: عرق خاصی به تیم فوتبال تراکتورسازی دارم.

ایرنا

حسام منظور، چهره ای گمنام در سریال های تلویزیونی است. فارغ التحصیل کاگردانی سینما و مدرس بازیگری، پیش از این در نمایش های زیادی حضور داشت و یکی دو فیلم سینمایی هم بازی کرده بود اما سریال «بانوی عمارت» اولین حضور این بازیگر در عرصه تلویزیون بود.منظور در نقش شازده امیر ارسلان، بازی خوبی به نمایش گذاشته و بیننده را با خود همراه کرده است.
وی گفتگویی با تبریزمن انجام داده است. در ادامه متن این گفتگوی جذاب را بخوانید.
به عنوان سؤال اول، لطفاً خودتان را برایمان معرفی بفرمائید.
متولد 18 آذر 59 در تهران هستم؛ ولی بخش زیادی از کودکی و نوجوانی خودم را در آذربایجان بزرگ شدم چون مادرم آذری زبان و اهل ارومیه هستند، تقریباً نزدیک به ده دوازده سال در ارومیه و نزدیک به پنج سال هم در تبریز زندگی کردم یعنی تا قبل از سربازی من ساکن آذربایجان بودم، بعد از رفتن به سربازی و دانشگاه از دیار مادری خارج شدم، بعد در تهران وارد دانشگاه شدم و در تهران ساکن شدم.
شما تجربه بازی در بیش از 40 تئاتر را دارید، تاثیرگذارترین دیالوگی که در مجموعه کارهایتان گفتید مربوط به کدام کار بوده و خود دیالوگ چه بود؟
در تئاتر دیالوگ‌های خوب، زیاد دارم چون من همیشه نمایشنامه‌های شکسپیر خیلی بازی کردم، دیالوگ‌هایی که شکسپیر نوشته‌اند، بی‌نظیرند، همه آن‌ها خارق‌العاده هستند، کلاً جمله قصارند و اگه بخواهم مثال بزنم زیاد هستند، این دیالوگ‌ها در دل خود نمایش معنی پیدا می‌کنند. ولی در کل ‌دیالوگ‌های شکسپیر، هنریک ایبسن و استریند برگ را بیش‌تر دوست دارم.
از نقش خودتان در شازده ارسلان در «بانوی عمارت» برایمان بفرمائید و آیا از سریال راضی بودید و بازخورد خوبی گرفتید؟
بله، این شخصیت شازده ارسلان در سریال «بانوی عمارت» شخصیت خیلی پیچیده‌ای است. روز اول هم وقتی به بنده پیشنهاد شد – من دست کم دو دهه سابقه فعالیت در تئاتر را دارم و چند سالی است که به سمت تلویزیون و سینما رفته‌ام – بیش‌تر تمرکزم روی تئاتر بود. وقتی که اسم آقای حمیدنژاد به عنوان کارگردان مطرح شد، هیجان زده شدم چون ایشان جزو کارگردانان برجسته سینمای ما هستند؛ آثار «اشک و سرما»، «هور در آتش» که ساخته‌اند جزو آثار ماندگار سینمای ما هستند. وقتی اسم ایشان آمد، هیجان زده شدم و رفتم دفترشان و فیلم‌نامه را آنجا گرفتم. وقتی فیلمنامه را خواندم واقعاً شگفت زده شدم از یک فیلمنامه بسیار دقیق و مهندسی شده، واقعاً تعجب کردم؛ چون معمولاً در فیملنامه‌های تلویزیونی که قبلاً خوانده بودم اینقدر ظرافت و دقت ندیده بودم. بلافاصله پذیرفتم و فعالیت شروع شد.
شخصیت ارسلان یک شخصیت ساختگی و زایده تخیل نویسنده است، در واقع وجود خارجی ندارد. بعضی از دوستان این چند وقت را در اینترنت جستجو کرده بودند که ببینند آیا این شخصیت در تاریخ بوده یا نه (با خنده)، این شخصیت و داستان‌هایی که پیرامونش است همه حاصل تخیل آقای احسان جوانمرد، فیلمنامه‌نویس این کار است ولی من برای اینکه به این شخصیت برسم الگوهایی داشتم و شروع به مطالعه در حوزه تاریخ قاجار کردم.
ما اصولاً اطلاعات زیادی در مورد قاجار نمی‌دانیم، با اینکه تاریخ آن خیلی به ما نزدیک است شاید صد و بیست سال با ما فاصله داشته باشد ولی چیز زیادی از قاجار نمانده است؛ فقط یک سری عکس مانده است که این عکس‌ها هم اکثراً فیگوراتیو هستند، از مردم خواسته‌اند یک جا ایستادند و از آن‌ها عکس گرفتند، خیلی از این عکس‌ها حالت زندگی ندارند؛ ما حتی اطلاع نداریم که در زمان قاجار مردم چگونه حرف می‌زدند. فقط یک فایل صوتی وجود دارد که مربوط به فرمان مظفرالدین شاه از زمان قاجار مانده است، اخیراً منتشر شده که فرمان مشروطه را می‌خواند، تازه آن هم یک نامه اداری و دستوری است و خیلی حالت عامیانه ندارد.
تصور اکثر مردم این است که مردم در زمان قاجار کتابی حرف می‌زدند ولی من خیلی موافق این ماجرا نیستم. به خاطر اینکه همه پدربزرگ‌ها یادشان هست دو سه نسل قبل از ما، همه آن‌ها از دل قاجار می‌آمدند و اینها کتابی حرف نمی‌زدند بلکه محاوره‌ای مثل خود ما حرف می‌زدند، ممکن بود بعضی از کلماتشان با ما متفاوت باشد که در زمان ما منقرض شده باشد ولی این حالت حرف زدن کاملاً شبیه امروز بود. ما در این کار هم سعی کردیم دیالوگ‌ها را به گفت‌و‌گوهای انسانی نزدیک‌تر کنیم. در هر صورت من مطالعاتم در مورد این کاراکتر را شروع کردم و سعی کردم بفهمم انسان‌های قاجاری چگونه بودند.
خوشبختانه چون لوکیشن ما بخش عمده‌اش در شهر کاشان بود. ما چند شهر هنوز داریم از جمله شهر کاشان و یزد که هنوز بعضی از جاهای آن حال و هوای قاجاری را حفظ کرده است. من ساعت‌ها در این معماری‌ها و خانه‌های قدیمی که از دوره قاجار مانده راه می‌رفتم، اجازه می‌دادم آن حال و هوا در وجود من اثر کند، آن کوچه‌های کاه گلی و خانه‌های خشتی و بازار سنتی و …، من با راه رفتن و فکر کردن به کاراکتر می‌رسم.
بعد از چندین حضور حرفه‌ای در کارهای قابل قبول، دغدغه این روزهای شما چیست؟
من آدم بی‌دغدغه‌ای هستم (با خنده) بیش‌تر به این فکر می‌کنم که از کاری که می‌کنم لذت ببرم و در آن کار موفق باشم، فرقی نمی‌کند، مربوط به همه مشاغل است. الان هم سعی می‌کنم از حرفه‌ام لذت ببرم و در بازیگری یک کار یا یک تجربه جدیدی شروع کنم چون از تجربه‌ها نمی‌ترسم و همیشه به استقبال تجربه‌ها می‌روم. شاید این به ویژگی آذری بودن من برمی‌گردد چون ما آذری‌ها کلاً آدم‌های شجاع و نترسی هستیم (با خنده). این خصلت را دارم که در شغل خودم به جنگ با ناشناخته ‌بروم و سعی می‌کنم به آن‌ها غلبه کنم.
آیا کار جدیدی پیشنهاد شده که در آن مشغول باشید؟
چون من تازه از این کار «بانوی عمارت» فارغ شده‌ام، تقریباً یک سال فیلمبرداری آن طول کشید و خیلی خسته شدم، ترجیح می‌دهم یک مدت کوتاهی استراحت کنم. پیشنهادهای سینمایی شده که در حال بررسی آن‌ها هستم. فعلاً این روزها را با تدریس در دانشگاه سپری می‌کنم.
آیا در آینده شاهد حضور شما در تلویزیون و حتی در سینما خواهیم بود؟
اگر یک پیشنهاد خوب بشود خب طبیعتاً بله. چون من یک مقدار سختگیر هستم. ما همه تلاشمان در هنر این است که کارهای مورد رضایت مردم ایران را ارائه بدهیم. واقعاً اگر کاری باشد که این شأن را حفظ بکند حتماً دوست دارم در آن کار بازی کنم و تجربه جدیدی را کسب کنم.
فوق لیسانس کارگردانی دارید و تدریس می‌کنید، آیا به جز بازیگری احتمال دارد که در تلویزیون و سینما هم کارگردانی کنید؟
واقعیتش این است که من به کارگردانی خیلی جدی نگاه نمی‌کنم؛ با اینکه کارگردانی خوانده‌ام، فقط به خاطر آشنایی بود، تا به عنوان یک بازیگر ببینم که زیروبم کارگردانی چگونه است چون اینها به هم مربوط هستند چون بازیگری که کارگردانی بلد باشد به نظرم می‌تواند بازی خودش را کارگردانی کند و این خیلی خوب هست. در واقع به همان اندازه دوست دارم راجع به ادبیات نمایشی، طراحی صحنه، گریم اطلاعات کسب کنم چون همه اینها در مجموع به بازیگر کمک می‌کنند. بله، آینده را کسی نمی‌تواند پیش‌بینی کند شاید اگر سال‌ها بعد کار خوبی باشد که بتوانم آن کار را چه در سینما یا تلویزیون کارگردانی بکنم دوست دارم انجام بدهم. این تجربه را در تئاتر داشتم ولی فعلاً تمرکزم فقط روی بازیگری هست.
پنج مورد از اولویت‌های زندگی شما چیست؟
آرامش. همه پنج اولویت آرامش. اگر چیزهای دیگر را هم در زندگی می‌خواهیم آخرش می‌خواهیم که به آرامش برسیم. اگر پول، سلامتی و موفقیت می‌خواهیم برای این است که به آرامش برسیم و هیچ شخصی هدفی به جزء آرامش در زندگی ندارد، یک زندگی آرام که آدم در واقع لذت ببرد و یاد بگیرد.
از تجربه خودتان در سریال «بانوی عمارت» بفرمائید و یک خاطره تلخ و یک خاطره شیرین از حین فیلمبرداری و یا پشت صحنه تعریف کنید.
تجربه خیلی سنگینی بود. از روز اول که این سریال را شروع کردیم هدف ما این بود که یک کاری در شأن مردم ایران ارائه بدهیم؛ به خاطر همین خیلی بابت آن زحمت کشیدیم نه فقط من، همه عوامل از کارگردان تا تهیه‌کننده، گروه بازیگرها، گروه پشت صحنه تمام کسانی که بودند از جان برای این سریال مایه گذاشتند، برای اینکه در نهایت محصول خوبی را ارائه بدهند و خدا را شکر امروز مردم واکنش‌های خیلی خوبی دارند. من فکر می‌کنم استقبال خیلی خوب و عجیبی از این کار شده و تعدادی از مردم که در خیابان من را می‌بینند می‌گویند که “خیلی وقت بود که به تلویزیون نگاه نمی‌کردیم ولی دوباره می‌شینیم و نگاه می‌کنیم” و این خبر خوبی است و خستگی را از تن آدم بیرون می‌کند. این نکته را هم بگویم که مردم فکر نکنند که این سریال با بودجه‌های عجیب و غریب ساخته شده است، به لحاظ مالی هم، با شرایط متوسطی این سریال ساخته شده است ولی همه از جان مایه گذاشتند که یک اثر فاخر را ارائه بدهیم. خوشحال هستیم که مردم این سریال را دوست دارند و پای گیرنده‌هایشان می‌نشینند.
خاطرات تلخ و شیرین در این کار خیلی زیاد هست که ما یک سال، هر روز 14 ساعت کار می‌کردیم که شاید مردم آشنا نباشند با کار تخصصی؛ و این دو سه دقیقه از سریال را که می‌بینند محصول 14 ساعت کار هست. از خاطرات خوب این سریال، ماندن در کنار مردم، واکنش‌های خوب مردم در طول فیلمبرداری، کار کردن با بازیگرهای خیلی خوب که همه از دوست‌های من هستند و آقای حمیدنژاد، اینها همه خاطرات خوب این کار بودند. در واقع خستگی باعث می‌شود که تمرکز آدم از بین برود؛ به طور مثال من قرار بود یک دیالوگی را بگویم و یک صحنه خیلی حساس و احساسی بود، همه ساکت شده بودند، ساعت‌ها ما کار کرده بودیم و خسته بودیم، یک دفعه این دیالوگ توی دهن من نچرخید و کلمه یک معنی دیگری داد ( با خنده). از خاطرات بد مشکلاتی که در طی ساخت این سریال با آن‌ها دست و پنجه نرم کردیم و بیش‌تر هم مشکلات مالی بود.
اگر به گذشته برگردید چه کاری را تکرار نمی‌کنید؟
من وقت‌های خودم را خیلی تلف کرده‌ام، فکر می‌کنم همه ما اگر به گذشته برگردیم سعی می‌کنیم وقت‌مان را کم‌تر تلف کنیم چون فقط یک بار فرصت زندگی داریم. ما زمان زیادی را در نوجوانی و جوانی تلف می‌کنیم، فکر می‌کنیم که تا ابد زنده‌ایم در حالی که این گونه نیست و فرصت‌ها کم‌اند. من اگر به گذشته برگردم کم‌تر وقتم را تلف می‌کنم و بیش‌تر روی کار و کسب مهارتم متمرکز می‌شوم.
سخت‌ترین تصمیمی که در زندگیتان گرفته‌اید چه تصمیمی بوده است؟
مربوط به انتخاب حرفه خودم بود و انتخاب سختی هم بود. طبیعتاً کسانی که رشته هنری انتخاب می‌کنند مخالفت‌هایی همیشه از جانب اطرافیان و خانواده هست، مخصوصاً برای نسل ما؛ در زمان ما خانواده‌ها دوست داشتند فرزندشان دکتر یا مهندس بشوند. ولی الان خانواده‌ها یک جور دیگری فکر می‌کنند و آزادانه‌تر اجازه می‌دهند تا فرزنداشان وارد رشته‌های هنری بشوند. سخت‌ترین انتخابم، انتخاب رشته بازیگری در دانشگاه بود، می‌دانستم خیلی بازیگری را دوست دارم ولی مردد بودم که می‌خواهم این کار را انجام بدهم یا نه؛ بین چند تا رشته، بازیگری را انتخاب کردم.
اگر بازیگر نمی‌شدید دنبال چه رشته‌ای می‌رفتید؟
من همیشه به پرواز خیلی علاقه داشتم. در بچه‌گی هم هر وقت از هم سن‌ و سال‌های من می‌پرسیدند می‌گفتند که به خلبانی یا پزشکی علاقه دارند (با خنده) تصور می‌کنم که به سمت پرواز و خلبانی می‌رفتم و بازیگر نمی‌شدم.
آیا در طول این سال‌ها حتی لحظه‌ای شده که پشیمان بشوید و بگویید که ای کاش سمت بازیگری نمی‌آمدم؟
بازیگری خیلی شغل سختی است. اکثر مردم تصور می‌کنند که یک شغل شیک و پر از تفریح و خوشگذارنی است، در واقع اینگونه نیست، این چیزی است که مردم از بیرون می‌بینند ولی خیلی سخت است. مخصوصاً کسانی که در حرفه تئاتر مشغولند می‌فهمند که من چه می‌گویم، در واقع کسی که هنرمند تئاتر است همیشه باید با کمبودها چه در حوزه اقتصادی، مالی و مسائل دیگر دست و پنجه نرم کند. بله، لحظات سخت خیلی زیاد بود. آدم فکر می‌کند که آره، خسته شدم و رها کنم ولی باز از ته دل می‌بینی که نمی‌توانی. خودم اگر روی صحنه نروم همیشه حال بدی دارم، باید روی صحنه بازی کنم تا حالم خوب شود. همیشه دوست دارم این ور صحنه باشم و دوست ندارم جزو تماشاگرها باشم. همیشه وقتی یک تئاتر یا فیلم می‌بینم حرص می‌خورم (با خنده)، دوست دارم به جای آن بازیگرها بازی کنم که این در وجود ما هست.
از دوران کودکی خود برای ما تعریف کنید؟
من بچه شیطونی بودم و این را در واقع باید از بستگانم بپرسید (با خنده). بچه ماجراجو و همیشه دنبال کشف ناشناخته‌ها بودم. یادم هست منزل ما تبریز در خیابان طالقانی و نزدیک منزل استاد شهریار بود. من هفت یا هشت سالم بود که استاد شهریار فوت کردند؛ آن موقع من کودک بودم و یک اسم از استاد شهریار فقط شنیده بودیم. یک روز گفتند استاد شهریار فوت شدند. یادم هست آنجا خانه‌ها و کوچه‌ها کاه گلی بودند و بافت سنتی داشتند، خانه استاد نزدیک خانه ما بود. با بچه‌ها رفتیم و نزدیک خانه استاد ازدحام جمعیتی شکل گرفته بود. من شعری هم از استاد شهریار نخوانده بودم فقط در حدی می‌شناختم که ایشان شاعر بزرگی هستند. ما به این ازدحام نزدیک شدیم و یک حس و حال عجیبی داشت. بعداً کنجکاو شدم و زندگینامه و شعرهای استاد را خواندم و خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم که خیلی زندگی پر فراز و نشیبی داشتند، عشق و خلوصی که در وجود این شاعر وجود داشت.
شب‌های تابستان هوای پارک ائل گولی خیلی خنک بود، ما خیلی با خانواده به آنجا می‌رفتیم و خاطرات خیلی خوبی از آنجا دارم.
آخرین بار چه زمانی به تبریز تشریف آوردید؟
من تبریز بیش‌تر می‌آیم، من همین الان هم چند تا از بستگانم در تبریز زندگی می‌کنند. یکی دو سال پیش هم برای عروسی یکی از بستگان به تبریز آمدیم. شهر بسیار خوبی است، به نظرم شهر تبریز، پایتخت فرهنگی ایران است به دلیل اینکه خیلی از نمادها و نشانه‌های تمدن از این شهر وارد شده از جمله تئاتر از طریق تبریز وارد ایران شده است، جزو اولین شهرهایی است که نهضت ترجمه را شروع می‌کند و آثار غربی در حوزه فرهنگ و فلسفه را ترجمه می‌کند. تبریز خیلی شهر مهمی است نمی‌شود به راحتی از کنارش گذشت.
چه خاطره‌ای از تبریز دارید که فراموش کردنش برایتان محال است؟
از تبریز خاطره زیاد دارم. همین داستان فوت استاد شهریار که با حضور من در تبریز مقارن بود. پایگاه شکاری تبریز هم خیلی در خاطرم می‌ماند چون هم پدرم و هم دایی‌هایم افسر نیروی هوایی بودند، ما به پایگاه شکاری تبریز زیاد می‌رفتیم و آن هواپیمایی که جلوی درب پایگاه به صورت ماکت نصب بود، هنوز در خاطرم مانده است.
یک نام هنری برای خودتان انتخاب کنید.
نام هنری! (با خنده) نه نام هنری خیلی دوست ندارم، نام خودم را خیلی دوست دارم. چون کسانی نام هنری انتخاب می‌کنند که بخواهند اسم خودشان را انکار کنند یا اسم‌شان را دوست نداشته باشند.
آیا در طول این سال‌ها به آن جایگاهی که مدنظرتان بوده است، رسیده‌اید؟
من آدم صبوری بودم یعنی خیلی از هم دوری‌هایم خیلی زودتر معروف شدند و در کار خودشان موفق هستند ولی من کمی صبور بودم، سعی کردم که پله پله، با آرامش و طمأنینه پیش بروم، همیشه سعی کردم یاد بگیرم. بله، همیشه دوست داشتم در شغل خودم موفق باشم، زندگی سالمی داشته باشم که هر دو را دارم.
شعار زندگی‌تان چیست؟
البته اسمش را نمی‌شود شعار گذاشت. بلکه جملاتی است که من خیلی دوست دارم. از جمله همیشه معتقدم که «بذر درخت را همیشه باید در خاک حقیقت کاشت». فکر می‌کنم که همه ما در زندگی یک قصه درونی داریم، هدف زندگی ما این است که در هر جایگاه و هر شغلی که هستیم، همه به یک آرامش درونی نیاز داریم.
تکیه کلامتان؟
تکیه کلام! (با خنده). توی دانشگاه، بین دانشجوها بیش‌تر “این چه کاریه می‌کنی!، این چه وضعشه!” و همه آن‌ها در رابطه با سرزنش دانشجوهایم هستند، به خاطر اینکه دوست دارم که آن‌ها پیشرفت کنند.
ترانه‌ای که معمولاً در خلوت خودتان زمزمه می‌کنید چیست؟
من موسیقی خیلی گوش می‌دهم؛ معمولاً همه نوع موسیقی‌های خوب را گوش می‌دهم، به موسیقی خارج از ایران به اپرا علاقه دارم، مخصوصاً اپرای ایتالیایی «آندریا بوچلی» را خیلی دوست دارم. در بین خواننده‌های داخلی به شجریان علاقه دارم و در کنارش به موسیقی پاپ هم گوش می‌دهم. تعصب خاصی روی خواننده‌ای ندارم. این اواخر ترانه «دلشدگان» شجریان را زمزمه کردم.
اهل فوتبال هستید؟
من عاشق فوتبال هستم، طرفدار تیم ملی هستم ولی بازی‌های تراکتور را هم دنبال می‌کنم، به هر حال ما یک عِرقی داریم.
آخرین فیلم یا سریالی که دیده‌اید؟
آخرین فیلم به کارگردانی لانتیموس به نام «کشتن گوزن مقدس»، یک فیلم پرمعنا و پرمحتوایی بود. کارگردان آن یونانی‌الاصل هست ولی در هالیوود ساخته شده است. من خیلی کم سریال می‌بین، بیش‌تر ترجیح می‌دهم فیلم ببینم و کتاب بخوانم.
آقای حسام منظور را چه چیزی خوشحال و چه چیزی ناراحت می‌کند؟
من هم مثل بقیه افراد، سلامتی خانواده، دوستان و آشنایان، موفقیت‌هایشان، آرامش، طبیعتاً آدم را خوشحال می‌کند و اگر این روال به هم بخورد آدم نارحت می‌شود.
کاری که هرگز قادر به انجام دادن آن نیستید؟
خیلی کارها هست که انسان توانایی‌های محدودی دارد. من در زندگی آن کارهایی که پیش روی خودم بود را توانستم با موفقیت انجام بدهم. اصولاً کارهای خطرناک را دوست ندارم انجام بدهم و بیش‌تر پرهیز می‌کنم.
برای اولین بار یک اعتراف کنید؟
چیزی برای اعتراف ندارم چون همه کارهایی که در زندگی انجام دادم را صادقانه مطرح کردم.
اسمی که هرگز فراموش نمی‌کنید؟
سؤال‌های چهار گزینه‌ای می‌پرسید (با خنده). از بزرگان خودمان در ادبیات مولانا، خیام، حافظ و سعدی بودند که این اسم‌ها همیشه در ذهن آدم می‌مانند و از فلاسفه غرب هم «کانت» را خیلی دوست دارم و تأثیرگذار هستند و استاد شهریار خودمان که در ذهن آدم می‌ماند.
شخصیت کارتونی محبوب؟
من کارتون زیاد نمی‌بینم (با خنده).
شخصیت بازیگر محبوب؟
آنتونی هاپکینز
با توجه به محدودیت‌های تلویزیون و سینمای ایران چه نقش‌هایی را دوست داشتید بازی کنید که موقعیتش پیش نیامده است؟
من محدودیت نمی‌بینم. محدودیت دست هنرمند را نمی‌بندد بلکه خلاقیت می‌آورد. مثل نقش آدم‌های قهرمان که مردم را از شرایط بدی نجات می‌دهند مخصوصاً اگر تاریخی باشد، خیلی دوست دارم بازی کنم.
آیا به جز بازیگری و کارگردانی و تدریس به کار دیگری مشغول هستید؟
نه. من حدود بیست سال است که شغلم بازیگری هست و در کنارش در دانشگاه و آموزشگاه هم تدریس می‌کنم.
به نظر شما علت حضور اندک تئاترهای اجرا شده در تهران در شهر تبریز چیست؟
البته مایه تأسف است! برای حضور نیاز به ساز و کار مالی هست که احتمالاً هنوز این ساز و کار تعریف نشده است. به نظر من از تبریز هم باید نمایش‌هایی در تهران اجرا بشود و یک رابطه‌ای فرهنگی بین تهران و تبریز تقویت بشود.
اگر من آدمی باشم که هیچ کدام از کارهای شما را ندیده باشم دوست دارید کدام کار را پیشنهاد بدهید؟
یک تعدادی از نمایش‌‌هایی را که موفق بودند و در اروپا هم اجرا کردیم از جمله «هملت» آرش دادگر در ایتالیا و لهستان که به روی صحنه رفت، نمایش «مکبث» که در هلند اجرا داشتیم.
جایزه بهترین بازیگر مرد سال را برای نمایش «اُدیسه» در سال 95 گرفتید.
بله، البته من یک بار هم در سال 89 برای نمایش مکبث کاندید شده بودم و یک چند سالی هم برای من جایزه ندادند. این جایزه، جایزه بزرگی است بخاطر اینکه بهترین بازیگر تئاتر شدن برای یک بازیگر در رقابت با این همه بازیگر خوب فکر کنم خیلی ارزشمند باشد. برای نمایش «اُدیسه» آرش دادگر، در سال 95 این جایزه را گرفتم ولی فکر کنم باید زودتر این جایزه را می‌گرفتم ولی سال‌ها طول کشید نمی‌دانم دوستان کم لطفی کردند یا … در هر صورت خیلی برایم مهم نیست و من کارم را انجام می‌دهم.
برای یک سال آینده چه هدف‌هایی در ذهنتان است؟
خب در این شرایط برای یک ماه آینده هم برنامه‌ای نداریم! (با خنده) ولی برای سال آینده، همه کارهایی که انجام می‌دهم، کار بازیگری، تدریس، تئاتر و سینما برای یکسال آینده را ادامه می‌دهم.
وضعیت تلویزیون ایران را چگونه می‌بینید و جدیداً برحسب معروفیت مثلاً به تعداد فالورهای یک بازیگر در فضای مجازی جذب کار می‌شوند نظر شما چیست؟
من در این مورد نظری ندارم ولی وضعیت تلویزیون به لحاظ کیفیت نسبت به دهه 60 و 70 افت کرده است. در دهه 60 آثار خیلی خوبی در تلویزیون داشتیم. اگر به سریال‌های آن موقع نگاهی بیاندازیم مثل هزاردستان، سربداران، میرزا کوچک خان و … سریال‌های خوبی ساخته می‌شد. در سال‌های اخیر ما عقب افتادیم. شما الان می‌بینید که کشور ترکیه با این سریال‌های مبتذل به لحاظ مفهومی چقدر مخاطب جذب می‌کند. ما خیلی بهتر از آن‌ها می‌توانیم بسازیم، تازه می‌توانیم سریال‌های جدی بسازیم. به نظرم مدیران باید بیش‌تر قدر سرمایه‌های فرهنگی هنرمندان را بدانند و به آن‌ها اجازه بدهند که یک مقدار آزادانه‌تر کار کنند. ما باید رقابت کنیم الان سریال‌سازی و فیلم سازی در منطقه در حال اوج گرفتن است و نباید از اینها عقب بمانیم، ما یکصد سال سابقه تئاتر و سینما داریم، کارگردانان و نویسندگان‌مان خیلی بهتر از کشورهای همسایه هستند بنابراین از اینها باید حمایت ‌شود که کارهای خوبی تولید بکنند و بتوانند رقابت کنند.
به نظر شما آدمی می‌شود یک شبه ره ساله را برود؟
نه، البته نمی‌شود. ولی در کشور ما می‌شود! (با خنده). در کشور ما، من خیلی‌ها را دیده‌ام که در شغل خود آدم‌هایی که یک شبه بازیگر شدند یا یک شبه پولدار شدند. نکته اینجاست که یک شبه شاید اتفاق بیافتد چقدر می‌تواند ادامه داشته باشد؟! وقتی یک آدمی یک شبه به جایی برسد یک شبه هم سقوط می‌کند. کسی که گام به گام و با حوصله به جلو می‌رود دیگر به راحتی سقوط نخواهد کرد. اکثر هنرمندان بزرگ ما هم اینگونه بودند و ماندگار شدند.
فیلم «ائو» را در تبریز دیده‌اید؟
بله. فیلم خیلی خوبی بود به نظرم در جشنواره در حقش ظلم شد. البته می‌توانست جایزه‌های بیش‌تر هم بگیرد که جایزه‌های بهترین فیلم و فیلمنامه را گرفت. به نظرم در کارگردانی و بازیگری هم می‌توانست جایزه بگیرد.
اگر از تبریز پیشنهاد بازیگری داشته باشید برای بازی به تبریز می‌آئید؟
اگر کار خوبی باشد بله، این اواخر یک سریالی که البته محل فیلمبرداری آن در تبریز بود، به من پیشنهاد شد ولی همزمان با فیلمبرداری «بانوی عمارت» شد که نتوانستم بیایم. اگر پیشنهاد خوبی باشد حتماً قبول می‌کنم.
آیا از نقش شازده ارسلان در «بانوی عمارت» شاهد یک نقش متفاوت با عملکرد متفاوتی خواهیم بود؟
اجازه بدهید این سریال را تعریف نکنم چون مزه سریال از بین می‌رود، تا حالا که این شخصیت خیلی بالا و پایین داشته است، کارهای عجیب غریب انجام می‌دهد، بعد از این هم ادامه خواهد داشت. نویسنده در بازی این شخصیت تغییر خوبی کرد، به خاطر همین برای من این شخصیت جذاب بود. چندین بار از عوامل به من گفتند که هیچ کس نمی‌توانست به خوبی تو این نقش را بازی کند، شاید به روحیات خودم در قالب آن شخصیت برمی‌گشت.
هر مطلبی که دوست داشتید بگویید ولی پرسیده نشد و یا مطرح نشد بفرمائید.
نه همه چیز گفته شد. گفت و گوی خوبی بود.
نظرتان را در مورد مصاحبه بفرمائید و بنظرتان سخت‌ترین سؤالی که از شما پرسیده شد کدام بود؟
نه، سؤال سختی پرسیده نشده است، گفت‌و‌گوی خوبی بوده است، کلاً دوست دارم در حوزه کاری خودم سؤال بشود. مصاحبه خوبی بود، از مصاحبه با شما خیلی لذت بردم. من خیلی با روزنامه‌ها مصاحبه نمی‌کنم ولی دوست داشتم با مردم تبریز از این طریق صحبت کنم. مایلم خیلی زودتر به تبریز بیایم و مردم را از نزدیک ببینم.
3038/518


گروه های زیر مجموعه ورزشی

دنیای ورزش
دنیای ورزش

آخرین اخبار

درهای بوستان‌های جنگلی تا ساعت ۱۲ شب باز است
مدیرعامل سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهر تهران، ماجرای قطع برق در یکی از بوستان‌های جنگلی را تشریح کرد و گفت: پارک‌های جنگلی تا ساعت ۱۲ شب پذیرای شهروندان هستند.
اعزام ۲۳۶۵ طلبه و مبلغ به مناطق سیل‌زده
نشست قرارگاه فرهنگی حمایت از سیل‌زدگان کشور با ریاست سعید اوحدی رییس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و باحضور حجت‌الاسلام ارزانی رییس ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد و حجت‌الاسلام حشمتی معاون سابق قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر اعضا در محل ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی و هنری کشور برگزار شد.
اوحدی: طرح «یک قهرمان، یک روستا» برای کمک به سیل‌زدگان اجرا می‌شود
نشست قرارگاه فرهنگی حمایت از سیل‌زدگان کشور با ریاست سعید اوحدی رییس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و با حضور حجت‌الاسلام ارزانی رییس ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد و حجت‌الاسلام حشمتی معاون سابق قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر اعضا در محل ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی و هنری کشور برگزار شد.
روش تشخیص حقیقت از دروغ
مغالطه یکی از عوامل اصلی برای پوشاندن حقیقت و القاء دروغ ها و گمان های شخصی به دیگران است.
رسولی: شیوه‌نامه بهینه سازی حریم شهرستان تهران قانونی است
سیزدهمین جلسه علنی عادی شورای اسلامی شهرستان تهران (دوره پنجم) صبح امروز با حضور اعضای شورای شهرستان سیدحسن رسولی، شهربانو امانی، ابوالفضل میررفیع، حمیدرضا کروبی و هادی باغبانی، غلامحسین آرام معاون فنی و عمرانی فرمانداری تهران، مجتبی شکری رئیس اداره کل حریم شهرداری تهران و فریدون حیدری شهردار منطقه ۵ تهران در سرای محله کن برگزار شد.
ختم رسیدگی به اتهامات ۱۴ متهم ارزی
نهمین جلسه رسیدگی به اتهامات ۱۴ نفر از متهمان ارزی امروز در شعبه اول دادگاه ویژه رسیدگی به جرایم اخلال‌گران و مفسدان اقتصادی برگزار شد.
ماجرای نوجوانی که در تقلید از برنامه عصر جدید زندگیش پایان یافت+فیلم
در روزهای اخیر اخباری مبنی بر مرگ نوجوانان 12 ساله بابلی به‌دلیل تقلید از برنامه تلویزیونی عصر جدید شنیده شده و در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد، برای پیگیری واقعیت این مسأله به سراغ پدر این نوجوان، مدیرکل پزشکی قانونی مازندران و یکی از کارشناسان مسائل اجتماعی رفتیم.
کاخ سفید: جنگنده‌های اف۳۵ را به ترکیه نمی‌دهیم
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا امروز سه‌شنبه مدعی شد به علت اقدام ترکیه به خرید سامانه دفاع موشکی روسی، واشنگتن جنگنده‌های اف۳۵ را در اختیار آنکارا قرار نخواهد داد.
مسکو: به حمایت از فلسطینی‌ها ادامه می‌دهیم
معاون وزارت خارجه روسیه سه شنبه در مسکو با یکی از مقام‌های ارشد حماس دیدار و گفت‌و‌گو کرد.
چاووش‌اوغلو: اقدامات اروپا علیه ترکیه را جدی نمی‌گیریم
«مولود چاووش اوغلو» وزیر امور خارجه ترکیه روز سه‌شنبه گفت که ترکیه اقدامات اروپا علیه خود را به دلیل عملیات حفاری نزدیک قبرس را جدی نخواهد گرفت.

پر بازدید ترین اخبار امروز

درهای بوستان‌های جنگلی تا ساعت ۱۲ شب باز است
مدیرعامل سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهر تهران، ماجرای قطع برق در یکی از بوستان‌های جنگلی را تشریح کرد و گفت: پارک‌های جنگلی تا ساعت ۱۲ شب پذیرای شهروندان هستند.
چراغ اول را چرا خود شما روشن نمی‌کنید، آقای روحانی!
یک روزنامه منتقد، از روحانی خواست خود وی چراغ اول را درباره دوچندان کارکردن برای کشور روشن کند.
واعظ آشتیانی:تفحص مجلس از استقلال و پرسپولیس به کجا رسید؟
واعظ آشتیانی گفت: من از مجلسی‌ها سؤال دارم. بحث تفحص مجلس از استقلال و پرسپولیس به کجا رسید که حالا مصوبه‌ای برای خصوصی‌سازی این باشگاه‌ها صادر می‌کنید؟!
واکنش شجاع خلیل زاده به لیست مازاد پرسپولیس (+عکس)
واکنش سروش رفیعی به حذف نامش از فهرست پرسپولیس
رفیعی و مصلح در آستانه جدایی از  پرسپولیس- رضائیان برمی‌گردد
باشگاه را روی سر مدیران استقلال خراب می‌کنم
نام ایران به رده بندی کنفدراسیون فوتبال آسیا اضافه شد
پرسپولیس: رویانیان 60 هزار یورو گرفت اما اسنادش نیست
پایان ماجرای پروپئیچ در گرو یک امضا- مهلت استقلال، امروز تمام می‌شود
برانکو: «عرب» مقصر اصلی جدایی‌ام از پرسپولیس بود- یک یورو هم غرامت نمی‌دهم
کالدرون: پیشنهادهای بهتر از پرسپولیس را رد کردم- آمده‌ام که پیروز باشم
«بیرانوند» ۵۰ میلیارد تومان می‌ارزد