امید به آینده تئاتر؛ شاید، کمی، مشروط

18:10 ۲۳ روز و ۸ ساعت پیش ایرنا 33 0
امید به آینده تئاتر؛ شاید، کمی، مشروط

تهران- ایرناپلاس- بخش اول نشست «حضور بخش خصوصی و ستاره ها در تئاتر» با حضور کورش نریمانی و مریم کاظمی روز گذشته منتشر شد. بخش دوم این نشست را در ادامه می خوانید.

ایرنا

ایرناپلاس: آنچه الان می‌خواهد اتفاق بیفتد چه ورود پول‌های زیاد چه ورود چهره‌های مطرح، خروجی و نتیجه یک سیاست‌گذاری بوده است در دو یا سه دهه پیش. این‌که نظارت کمرنگ شده یا پررنگ شده است، یا دولت کنار کشیده است نتیجه‌اش این شده که ما الان یک مولود یا خروجی می‌بینیم که اتفاقی برایش افتاده و وسط قصه نیستیم آخر قصه هستیم و الان بررسی‌اش کنیم و به این نتیجه رسیدیم که این اتفاق به خاطر اتفاقات سال 83 /84 بوده که دولت آرام‌آرام کنار کشیده است. ولی دارد امر و نهی می‌کند پول را هم نمی‌دهد. نکته دوم اینکه قیاس کتاب با نمایش و... به چکش‌کاری نیاز دارد، اما در همان قصه نگرانی‌ها از این است که کار به‌جایی می‌رسد که کل کتاب‌های حافظ بشود سی تا و هر سی عددش هم زرکوب. آن‌وقت همه می‌توانند حافظ بخوانند یا نه؟ این تئاترهای گران‌قیمت در درازمدت ضربه زننده است یا نه؟ حتی به قشر دانشجو؟

کوروش نریمانی : بله. بدون تردید تبعاتی دارد. دلیلش هم این است که اصولاً تئاتر ما شرایط به سامانی ندارد. بر اساس سیستم درستی پیش نمی‌رود. گروه‌های تئاتری، کمپانی‌های تئاتری، سالن‌های مختص هر گروه با شناسنامه‌ مشخص نداریم. همه نوع کاری در همه نوع سالنی اجرا می‌رود و این سالن‌ها هیچ‌وقت به‌طور کامل در اختیار یک یا چند گروه با پیشینه‌ مشخص قرار ندارند. بنابراین گروه‌های جوان‌تر، فرصت جذب تماشاگر و جذب سرمایه پیدا نمی‌کنند. تماشاگر با شکل و شمایل کارشان آشنا و اخت نمی‌شود که بخواهد کارهای بعدی‌شان را دنبال کند. این‌هاست که کار را در کشور ما برای تئاتری‌ها سخت می‌کند. تئاتر ما ذاتاً دولتی است و گروه‌های تئاتری در این شکل از اداره‌ تئاتر شکل نمی‌گیرند. دولت اعمال‌نظر می‌کند، ولی حمایت چندانی نمی‌تواند بکند. آنجا که بحث نظارت و مجوز است، دولت همه‌کاره است. آنجا که بحث حمایت مالی است، دولت منفعل است، چون بودجه‌ چندانی در اختیار ندارد.

خب، همه‌ این‌ها باعث می‌شود که گروه‌ها، خصوصاً گروه‌های جوان‌تر، همان شکلی از تئاتر را دنبال کنند که محل بحث شماست. ولی مشکل اینجاست که چنین امکانی به‌هیچ‌وجه برای همه و خصوصاً جوان‌ترها و دانشجوها فراهم نیست. حتی اگر قرار باشد شکل تئاتر تجاری صرف دنبال شود، به‌تدریج نمایش‌ها از برخی مؤلفه‌های فرهنگی و هنری‌اش ممکن است خالی شود. ممکن است همه‌چیز در خدمت سلیقه و خواست تماشاگر قرار بگیرد. بله، این‌ها تبعاتی است که ممکن است دامنگیر تئاتر ما بشود که متأسفانه شده است. ولی باز هم نمی‌شود صرفاً یقه سرمایه‌گذار را گرفت. مگر اینکه اصولاً در بحث سرمایه و سرمایه‌گذاری‌اش ابهامی وجود داشته باشد که این البته باید با دلایل مستدل دنبال شود.

در هر صورت و با هر شکلی، فعلاً ما به شکل محدود با ورود سرمایه‌گذار خصوصی در بخش تئاتر مواجهیم. اسمش فعلاً سرمایه‌گذار خصوصی است. حالا این ورود با چه کیفیتی و با چه مناسباتی است، بحثی است که باید دنبال شود. چه این مناسبات غلط و شبهه‌آمیز باشد و چه درست و منطقی، به هر حال مثل هر پدیده‌ای تأثیر خودش را بر کل تئاتر می‌گذارد. اینجا باز هم به نظر من باید مسئولیت و وظیفه‌ دولت و مجلس و ارگان‌های فرهنگی را گوشزد کرد. آنها این وسط چه می‌کنند و سیاست و برنامه‌شان برای خیل عظیم هنرمندان جوان تئاتر چیست؟ نمی‌دانم چرا معمولاً به اینجا که می‌رسند، توپ را داخل زمین خود هنرمندان تئاتر می‌اندازند.

مثلاً اگر شبهاتی مثل پولشویی و فرار مالیاتی و این داستان‌ها مطرح است، خب این بخش دولتی و مجلس است که بهتر می‌توانند قضیه را دنبال کنند. بنده و شما اصلاً چه تصوری از مقوله‌ای به اسم پولشویی داریم؟ ما تئاتری‌ها چه می‌دانیم این پول‌ها را در ماشین لباسشویی می‌شویند یا زیر دوش حمام؟!... خب این را مسئولان مربوطه می‌توانند دروغ و راستش را پیدا کنند؛ یا مثلاً بحث تخفیف مالیاتی. این‌که دیگر مستقیماً زیر نظر دولت است. اگر سرمایه‌گذاری بابت کمک به تئاتر قرار است تخفیف مالیاتی بگیرد از دولت، خب همین دولت می‌تواند سرمایه‌گذار را موظف کند که کمک‌های مالی‌اش را به گروه‌های جوان و کم‌بنیه‌تر هم برساند. ولی اگر هیچ‌کدام این‌ها نیست، پس بهتر است دولت و مجلس و ارگان‌های فرهنگی پا به میدان بگذارند و از تئاتر اندیشه‌ورز، تئاتر دانشجویی، تئاتر تجربی، تئاترهای معمول که مخاطبانش قشر فرهنگی جامعه‌اند حمایت جانانه بکنند. برای آنها امتیازاتی قائل شوند. سوبسید بدهند تا این گروه‌ها بتوانند روی پای خودشان بایستند.


*بدون تماشاچی محال است

مریم کاظمی: باید این که بگوییم فلان نمایش برای جامعه لازم است یا نیست را کنار بگذاریم، چون هر کسی در این حرفه کار می‌کند به تشخیص خودش فکر می‌کند که نمایشش خوب است و می‌خواهد به دید و منظر تماشاچی برساند. ما باید به بحث خوراک فرهنگی فکر کنیم یعنی همان‌طور که آقای نریمانی گفتند کتاب باید خوانده شود. تئاتر باید دیده شود. فیلم باید تماشا شود. پارک باید رفته شود. ورزشگاه‌ها باید پر شوند. مسابقات ورزشی باید تماشاچی داشته باشد.حرکتی که به‌طور مستقیم به تماشاچی احتیاج دارد یعنی می‌خواهیم آن خوراک فرهنگی و آن اطلاعاتی که می‌تواند در سطح ارتقای فرهنگی جامعه‌مان تأثیر بگذارد به گوش و نگاه تماشاچی برسانیم. راهمان چیست؟ اتحادیه‌ها و صنف‌ها به‌وجود می‌آیند که قانون چارچوب و مشخصات برای ما تعیین کنند. اتحادیه‌های صنوف تعیین می‌کند که از چه ساعتی تا چه ساعتی باز باشید، فلان جنس باید چقدر فروخته شود. جمعه‌ها تعطیل است. روزهای تعطیل چه آداب و ترتیبی دارد؟ هنگام مراسم خاص چه آدابی داریم. و همه اعضایی که حق عضویت سالانه‌شان را می‌دهند و عضو آن صنف هستند از تبعات آن برخوردار می‌شوند.

پس از دو منظر باید به آن نگاه کنیم. یک اینکه در جوامعی که دولت کارکرد سیاست‌گذار دارد و کارها را بخش‌های دیگر انجام می‌دهند وقتی اندازه دستمزد تعدادی از هنرمندان از یک حدی بالاتر می‌رود، به همان نسبت هم مالیات تعلق می‌گیرد و این مالیات به‌طور غیرمستقیم بر زندگی من شهروند تأثیر می‌گذارد. وقتی یک ماشین آخرین مدل سوار می‌شویم به همان نسبت مالیاتی که پرداخت می‌کنیم باید برای کسی که پیاده طی طریق می‌کند هم تبعاتی داشته باشد. یعنی همه باید از همدیگر منتفع شویم. هیچ اشکالی ندارد که دستمزد یک نفر یک میلیارد تومان باشد. ولی به همان اندازه مالیات بیشتری می‌پردازد و آن مالیات است که برای من شهروند رفاه شهری به‌وجود می‌آورد. چقدر عالی که دستمزدش زیاد است خیلی هم خوشحالم.

دوم بحث کالای فرهنگی است. همان‌طور که آقای نریمانی گفت، مهم این است که حافظ یا قرآن و... خوانده شود. حالا می‌خواهد در قطع کوچک باشد یا قطع زرکوب باشد، مهم محتواست. وقتی شما سینما آزادی بروی 15 تومان بلیت می‌خری ولی همان فیلم را در سینما توسکای جوادیه می‌توانی ببینی با قیمت کمتر. پس مهم رساندن کالاهای فرهنگی به مردم است، پارکها، استخرها و اماکن عمومی مهم است که وجود داشته باشد و در دسترس همگان با کیفیت‌های مختلف باشد. نان و گوشت و میوه هم در کارها و کیفیت‌های مختلف عرضه می‌شود. تئاتر چون زنده است، نمی‌توان آن را در حد کلان تکثیر کرد. اگر قرار باشد من هنرپیشه محبوبم را ببینم با هر درجه درآمدی این حق را دارم. اگر من قانونگذار من سیاست‌گذار من دولت می‌خواهم که این تعادل و عدالت به‌وجود بیاورد پس باید دستمزد آن بازیگر را بپردازم. باید به سرمایه‌گذار بگویم من می‌خواهم شما این تئاتر را کار کنید. هزینه‌ات را من می‌دهم شما بلیتت را از یک حدی بالاتر نبر. این همان حد عدالت و رفاه همگانی است. ولی نمی‌تواند به سرمایه‌گذار بگوید که همه‌چیز را خودت هزینه بکن و بلیتت را هم بالا نبر. حق نداری. نمی‌توانیم این کار را بکنیم.

خیلی عالی است که سرمایه‌گذاری توجیه می‌شود که در تئاتر هزینه کند ولی برای که و چه. باید این تئاتر را همه ببینند. پس اگر یک بلیت گران‌قیمت است، باید در کنارش بلیتی با نرخ معمول زندگی متوسط وجود داشته باشد در حد تئاترهای متوسط. این همان یارانه یا سوبسید کالاهای اساسی است. اگر معتقدیم فرهنگ هم کالای اساسی است، سوبسیدش را چه کسی باید بدهد همان کسی که سوبسید برای بنزین می‌دهد. مواد غذایی بنزین، کالاهای اساسی، دارو همه حمایت‌هایی که در سخنرانی‌ها می‌بینیم و گفته می‌شود که این‌ها سوبسید دولتی دارد. فرهنگ جزو کالاهای اساسی است. باید مردم بروند و نمایش‌ها را ببینند و بخش دولتی باید از حقوق تماشاچی دفاع کند. همانطور که باید از افزایش دستمزد بازیگران و هنرمندان دیگر رشته‌های هنری حمایت کند.

*اجرا در هتل خوب است

به نظرم خیلی هم خوب است اجرا در سالن 2500 نفره هتل اسپیناس. صحبت ها بدون اینکه بخواهیم پنهان کنیم از بحث و تبلیغاتی که برای بینوایان انجام شد شروع شد. بحث می‌کنند چرا بیلبورد می‌زنند قبل از اینکه مجوز داده شود. حق هر کسی است که از شروع تمرین برای کارش تبلیغ کند. بعد ما روی چیزی که درست است ایراد بگیریم بگوییم که چرا تبلیغ کردند؟ دمشان گرم، حالا اگر مجوز دریافت نکنند تبلیغاتشان سوخت می‌شود. چه اشکالی دارد. اصلاً باید همه از این امکانات برخوردار باشند. شخصاً سال‌ها که تئاتر کار می‌کنم از چیزی که درست است ایراد نمی‌گیرم من تلاش می‌کنم برای آنکه روش بهتر و قانونمندتری را به‌کار گیرم که همه کسانی که در این حوزه هستیم بتوانیم سالم کار کنیم و از این امکان برخوردار باشیم. بنابراین ماهیت درست، درست است. کسی هم که پول می‌آورد از نظر من عالی است. ولی باید مشخص شود اندازه سود و دستمزد چقدر است. بی‌قانونی و عدم نظارت درست، بی‌نزاکتی فرهنگی به‌وجود می‌آورد و هدف هنری تغییرمی‌کند.


من از ورود هزینه سرمایه‌گذار در تئاتر حمایت می‌کنم. ولی خواستار نظارت درست بر دستمزدها، سودها و حق سالن‌های اجرایی نیز هستم. هرج و مرج داریم. در بخش دولتی، قوانین درست سیاستی وضع نمی‌کنیم، نمی‌خواهیم هزینه کنیم. از هر تصمیم‌گیری منطقی که مسئولیتی را متوجه ما کند پرهیز می‌کنیم و طبعاً تبعات آن همین بی‌نظمی در تعیین پول بلیت، میزان سود تهیه‌کننده‌ها، میزان اجاره سالن‌ها، فشار سالن‌های دولتی برای پول در آوردن، طبیعی است و به‌طور کلی هم که زیرمجموعه عدم ثبات اقتصادی برهمه‌چیز سایه افکنده است.

ایرناپلاس: در اعتراض به افزایش قیمت بلیت برای حضور ستاره‌ها، بخشی از تئاتری‌ها دارند اعتراض می‌کنند. ما خودمان با چند نفرشان صحبت کرده‌ایم. سؤال من این است که ریشه این اعتراض چیست؟ بحثش این است که چرا من نمی‌گیرم یا چرا برای من نیست؟ دو سه تا نمایش را که من خودم دیدم، بحث این است که این آدم در سینما هم بازیگر نیست. یعنی ازلحاظ بیان صدا به تماشاگر فیلم هم نمی‌رسد. چه برسد به تئاتر.

نریمانی: ریشه‌ اعتراض تئاتری‌ها تا آنجا که من دنبال کرده‌ام عدم شفافیت قضیه است و نوعی بی‌عدالتی که احساس می‌کنند در این زمینه اتفاق افتاده است. بخشی از اعتراض‌ها هم البته ممکن است احساسی باشد، ولی سوالات مهم منطقی‌شان همین‌هاست که آیا از رانت بخصوصی برای جذب این سرمایه بهره گرفته می‌شود؟ آیا هدف سرمایه‌گذار در این زمینه صرفاً هدفی فرهنگی و به خاطر کمک به هنر تئاتر است یا این که این پول‌ها با قصد دیگری دارد هزینه می‌شود و مقطعی است؟ سؤال دیگرشان این است که آیا این شکل از تئاتر کمکی به جریان فرهنگی و اصلی تئاتر می‌کند یا نه؟ آیا این شکل از تئاتر باعث نمی‌شود سلیقه و نگاه تماشاگران سطحی و معیارشان برای انتخاب نمایش‌ها صرفاً شهرت بازیگران باشد؟...

سؤالات از این دست در بین تئاتری‌ها مطرح است که به نظرم باید به آنها پاسخ داده شود. باید در این مورد گفتگوهایی شفاف صورت بگیرد و حرف هر دو طرف ماجرا را باید شنید. البته این را هم بگویم که متأسفانه این بلاتکلیفی تئاتر ما و شرایط سخت هنرمندان تئاتر ما هم هست که وضعیت را بغرنج‌تر کرده است. شما مثلاً نگاهی به کشورهای اروپایی و وضعیت مدیریت امور فرهنگی‌شان بکنید. وضعیت آنجا خیلی فرق می‌کند. هنرمندان آنجا سندیکا دارند و سندیکا از حقوقشان دفاع می‌کند. مناسباتشان مناسباتی شفاف و منطقی است و هنرمندانشان دغدغه‌های معیشتی و مالی اینجا را ندارند. دولت‌ها و شهرداری‌ها از تئاتر و گروه‌های تئاتری حمایت می‌کنند و این حمایت‌ها بر اساس مناسباتی منطقی و شفاف صورت می‌گیرد. آنجا شکل‌های مختلف تئاتری، گروه‌ها و کمپانی‌های تئاتری هر کدام مسیر خودشان را دنبال می‌کنند و تماشاگر خاص خودشان را دارند. گروه‌هایی که خلاقانه تئاتر کار می‌کنند و سال‌ها پیشینه دارند و در فرهنگ جامعه‌شان تأثیر گذارند چون اجرای مستمر و تماشاگران پر و پا قرصی حتی در سطح جهان برای خودشان دست و پا کرده‌اند. هنرمند و هنرپیشه تربیت می‌کنند. کارگردان و نویسنده از دلشان زاییده می‌شود. و یک ویژگی خیلی خیلی مهم دارند و آن اینکه ماهیت هنرشان است که حرف اول را می‌زند و باعث شهرتشان شده است.

مثلاً شما یک هنرپیشه‌ چهره از تئاتر برلینر آنسامبل شهر برلین نام ببر! یک هنرپیشه از گروه تئاتر خورشید آرین منوشکین از پاریس نام ببر؟! یک هنرپیشه‌ مشهور در پیکلولو تئاتر شهر میلان ایتالیا نام ببر؟! کارگردانانشان هم به زحمت شناخته می‌شوند. البته کسانی که تئاتر برو هستند آن‌ها را می‌شناسند. آن تئاترها را قشر فرهنگی خاصی دنبال می‌کنند. بلیت‌هایشان خیلی گران نیست. ولی پروسه خرید بلیتشان زمان‌بر است. برای اینکه خوشبختانه حجم زیادی از متقاضی می‌آید و آن شکل از تئاتر را می‌بیند. به خاطر پیشینه‌ درخشانشان. شکل و سبک و سیاقی از تئاتر را دنبال می‌کنند که آن‌هایی که دوست دارند، می‌شناسند و می‌روند می‌بینند.

در کنار این مثلاً در آمریکا یا همان کشورهای اروپایی، گاهی نمایشی هم اجرا می‌شود که فلان بازیگر هری پاتر در آن بازی می‌کند. یا اصلاً نمایشی به اسم هری پاتر روی صحنه می‌رود. بازار تماشای چنین نمایشی مثل هر جای دنیا داغ است. آنجا هم قشر خاصی از تماشاگر می‌رود به خاطر حضور فلان چهره‌ مشهور سینمایی آن تئاتر را می‌بیند. آن شکل از نمایش‌ها هم مناسبات اقتصادی خود را دارند ولی کماکان نمی‌توانند روی فعالیت گروه‌های ثابت و خاص و شناخته‌شده‌ تئاتری تأثیر بگذارند، چون این گروه‌ها تماشاگران ثابت فرهنگی خود را دارند که می‌دانند برای دیدن چه نمایشی از چه گروه‌هایی به تئاتر می‌روند. آنجا دیگر گروه‌ها مشهورند و تماشاگر مشتاق دارند نه چهره‌ها. اصلاً این گروه‌های فرهنگی و تئاتری، بخشی از شناسنامه و هویت شهر شده‌اند. چون ثابت‌اند و مستمر کار می‌کنند و سبک و سیاق خاص خود را در اجرا دارند. ولی ما در اینجا همه‌چیز را با هم قاتی می‌کنیم. سالن‌هایمان تعریف نشده، گروه‌های تئاتری نداریم. اجراهای مستمر نداریم. خب معلوم است که هر دفعه دچار بحرانی جدید می‌شویم.

ایرناپلاس: بودجه اداره کل هنرهای نمایشی اگر قرار است برای هنرهای نمایشی خرج نشود، کجا خرج می‌شود؟ فقط سمت همایش‌ها می‌رود؟ چرا همه گروه‌های تئاتری از این می‌نالند که دولت حمایتشان نمی‌کند.

کاظمی: درواقع برای بودجه‌ای که مصوب شده و در اختیار معاونت هنری قرار می‌گیرد، آن‌قدر شعبه و ارگان‌های تابعه وجود دارد، هزاران زیرمجموعه برایش تعریف می‌شود. یک نمونه‌اش خلق جشنواره‌های مختلف است. هر سال یک جشنواه جدید ابداع می‌شود و به هر حال بودجه می‌خواهد. باید از همین بودجه‌هایی که سالیانه می‌آید تأمین شود. کارشناسان هنری مستقر در بخش اداری فکر می‌کنند اگر طرح‌های ریز و درشت ندهند کسی آنها را جدی نمی‌گیرد. ایده‌آل‌ها و آرزوها و سلیقه‌های انجام نشده‌شان را در قالب طرح‌های هنری در شوراهای تصمیم‌گیری به خورد مدیران غیرمتخصص می‌دهند. بی‌نهایت کارمند، ماشین‌نویس، کارشناس، تحصیلدار، باغبان، مدیر و کارشناس‌های مختلف شهرستان‌ها، بایگان و کارشناس تئاتری و کارشناس متن و کارشناس‌های بازبینی و... این همه کارشناس وجود دارد که همه این‌ها حقوق‌های ماهیانه دریافت می‌کند. عملاً اگر بخواهند بخش اداری‌شان را خوراک دهند و سالم نگه دارند، باید این همه هزینه‌ها را بپردازند. اما اصل همیشه فراموش می‌شود. باید تئاتری وجود داشته باشد تا این همه دستگاه اداری عریض و طویل به کارهای آنها رسیدگی کنند. الان ما افتخارات هنری‌مان را خراب می‌کنیم. دائم اداره تشکیلات دپارتمان و... درست می‌کنیم. بدون وجود نمایش و هنرمندان عرصه نمایش وجود اداره و دفتر معنی ندارد.

*نظارت بالا و حمایت ناچیز

نریمانی: دولت مثل پهلوان پنبه‌ای است که زمانی آمده مدعی شده است که این سنگ بزرگ را من برمی‌دارم. آن یکی سنگ را هم من برمی‌دارم. این مسئولیت با من است. آن مدیریت با من است. تصمیم‌گیری با من است. سیاست‌گذاری با من است. نظارت با من است. تشخیص خوب و بد با من است. پول با من است. زیرساخت‌ها با من است و... منظورم فقط دولت کنونی نیست. دولت‌های مختلف این چند دهه را می‌گویم. اما حالا وضع فرق کرده است. جمعیت هنرمندان تئاتر خیلی خیلی بیشتر شده، زیرساخت‌ها فرسوده شده، بودجه‌های فرهنگی هم شرم‌آور است. در این وضعیت، بخش خصوصی و مردم متوجه شده‌اند دولت منفعلانه با حوزه‌ فرهنگ و هنر برخورد می‌کند چون توان بلند کردن سنگ کوچک در خانه‌ خودش را هم ندارد.

یعنی خود دولت اول ادعا کرده که همه مسئولیت‌ها گردن من است. برایش برنامه ریخته، چارت سازمانی تعریف کرده، کارمند استخدام کرده و در این بین حتی نیم‌نگاهی به نظرات صنف تئاتری نداشته است. هر چه آن موقع آدم‌های فرهیخته‌تری آمدند و گفتند که آقای دولت شما از پس این کار برنمی‌آیید، خصوصاً در حوزه فرهنگ و هنر بگذارید خود هنرمندان تصمیم گیرنده باشند. بگذارید خود فرهیختگان جامعه تصمیم گیرنده باشند. این حرف‌ها به گوششان نرفت و الان آچمز شده‌اند. الان این همه داریم در مورد مرکز هنرهای نمایشی به‌عنوان متولی نمایش صحبت می‌کنیم. فکر می‌کنید در سال بودجه‌شان چقدر است؟ فقط پولش مسئله نیست. این‌که این پول چگونه باید هزینه شود، چه جوری مدیریت می‌شود هم مسئله است. مقصر که الان رئیس کنونی یا رئیس چهار سال پیش تئاتر نیست. مقصر ساختار غلطی است که در این حوزه شکل گرفته است.

با همه‌ این حرف‌ها، من معتقدم که این وضعیت همیشگی نیست و دوره‌ای است. در هر دوره‌ای شکل‌های خاصی از تئاتر آمده‌اند و رفته‌اند و البته تأثیرات کوتاه‌مدتی هم گذاشته‌اند. ولی معتقدم تماشاگران اصلی تئاتر، همان‌هایی هستند که هنوز تئاتر را به خاطر خود تئاتر دنبال می‌کنند. تماشاگر تئاتر همیشه تماشاگر تئاتر است و تماشاگر تئاتر باقی خواهد ماند. نوعی تماشاگر موقتی تئاتر هم داریم که در این چندساله شکل گرفته‌اند. بدون اینکه بخواهم دسته‌بندی کنم ولی خیلی مشخص است که این گروه تماشاگران فقط تماشاگر نوع خاصی از تئاتر هستند که مثلاً چهره‌ مورد علاقه‌شان در آن بازی می‌کند. این‌که نمایش چیست و قصه‌اش چیست و حرفش چیست، اولویتشان نیست. آنها هم قابل‌احترام‌اند ولی نقش تعیین کننده‌ای در آینده‌ تئاتر ندارند.

ایرناپلاس: با این وضعیتی که الان وجود دارد و می‌گویید دولت حمایتی نمی‌کند و بودجه‌ای نیست و اگر هم هست صرف مسائل تشریفاتی می‌شود، شما به آینده تئاتر ما خوشبین هستید؟ قرار است اوضاع بهتر شود یا بدتر؟

کاظمی: من خیلی ناامید نیستم. بسیار خوشبینم. یعنی راه‌های مقابله با عوامل مخرب و چیزهایی که می‌تواند ضربه زننده باشد، وجود دارد، راه‌های درستی حتماً وجود دارد. به هر حال نیروهایی وجود دارند که با بخش‌هایی مخالف باشند و جاهایی وجود دارد که دور هم جمع شوند و تصمیماتی بگیرند که آن تصمیمات جمعی بتواند شرایط را برایشان بهتر کند. جداً به این امیدوار هستم.

نریمانی: این وضعیت تبعات خود را دارد و ضربه‌های خود را خواهد زد. ولی چیزی که چند دقیقه پیش گفتم را دوباره می‌گویم. تئاتر اصیل و هنرمند فرهیخته کماکان باقی خواهند ماند و تماشاگرشان را هم خواهند داشت. اینکه ما چقدر گنجایش استفاده از هنرمندان فرهیخته و اصیلمان را داریم، بحث دیگری است. این باری است که توسط چند نهاد، چند ارگان، چند اداره و من‌جمله خود هنرمندان باید بلند شود. صرفاً خود هنرمندان نمی‌توانند تاثیرگذار باشند. این روندی که داریم پیش می‌رویم ممکن است چندان امیدوار کننده به نظر نیاید ولی این وضعیت می‌تواند اصلاح شود. به هر حال، سلیقه‌ها متفاوت است، اما ماهیت تئاتر کماکان ثابت می‌ماند. کسی که با کار تئاتر و تماشای تئاتر خو گرفته باشد، کماکان خود تئاتر جذبش می‌کند و نه حواشی‌اش. تئاتر خوب و دغدغه‌مند همیشه تماشاگرش را دارد. مگر یک سالن تئاتر چقدر تماشاگر می‌خواهد. یک سالن تئاتر وقتی که پر شود یعنی یک نمایش تماشاگرش کامل است.



گفت‌وگو از سید مهدی موسوی‌تبار، هنگامه ملکی
*اداره کل اخبار چندرسانه ای*ایرناپلاس*


گروه های زیر مجموعه فرهنگی هنری

دین و اندیشه
دین و اندیشه

آخرین اخبار

اذن پدر و همسر برای کوهنوردی زنان تکذیب شد
مدیرکل ورزش استان خراسان رضوی در خصوص اجازه پدر و همسر برای حضور در برنامه‌های کوهنوردی گفت: چنین قانونی در ورزش و فدراسیون کوهنوردی نداریم و این موضوع را اداره کل، فدراسیون و وزارت ورزش قویا تکذیب می‌کنند.
نخستین پیروزی فدرر در فینال تور ATP لندن
تنیسور سوئیسی با شکست "دومینیک تیم" توانست نخستین پیروزی‌اش را در فینال تور ATP لندن به دست آورد.
کاسیاس برتر از دروازه‌بانان کنونی اسپانیا!
آمار ایکر کاسیاس در پورتو از دروازه بانان منتخب انریکه بهتر است.
سه بازیکن برای چهار پُست پرسپولیس
مصدومیت‌ سخت برای محمد انصاری اکنون پرسپولیس را دچار مشکل بزرگی در ادامه فصل خواهد کرد.
سانه: حیف اوزیل، زود خداحافظی کرد
لروی سانه، ملی پوش جوان تیم ملی آلمان از خداحافظی زودهنگام مسوت اوزیل از تیم ملی ابراز ناراحتی کرد.
کریمی: ترجیح می‌دهم که فوتبال ایران تعلیق شود!
نیش و کنایه های علی کریمی به مسئولان فدراسیون فوتبال ادامه دارد.
خوشحالی دستیار کی روش؛ از تایید تا تکذیب
بر اساس برخی اخبار منتشر شده، الکساندر لوپز، مربی تیم ملی فوتبال ایران، پس از قهرمانی کاشیما آنتلرز ژاپن به خوشحالی پرداخت.
یوونتوس به دنبال باز پس‌گیری هافبک بارسلونا
یوونتوس قصد دارد در زمستان امسال برای جذب آروتور ویدال از بارسلونا اقدام کند.
آلگری در ۵۱ سالگی ازدواج می‌کند
مربی موفق و با کارنامه یوونتوس با آغاز سال نو میلادی ازدواج خواهد کرد.

پر بازدید ترین اخبار امروز

اذن پدر و همسر برای کوهنوردی زنان تکذیب شد
مدیرکل ورزش استان خراسان رضوی در خصوص اجازه پدر و همسر برای حضور در برنامه‌های کوهنوردی گفت: چنین قانونی در ورزش و فدراسیون کوهنوردی نداریم و این موضوع را اداره کل، فدراسیون و وزارت ورزش قویا تکذیب می‌کنند.
نخستین پیروزی فدرر در فینال تور ATP لندن
تنیسور سوئیسی با شکست "دومینیک تیم" توانست نخستین پیروزی‌اش را در فینال تور ATP لندن به دست آورد.
کریمی: ترجیح می‌دهم که فوتبال ایران تعلیق شود!
نیش و کنایه های علی کریمی به مسئولان فدراسیون فوتبال ادامه دارد.
خوشحالی دستیار کی روش؛ از تایید تا تکذیب
بر اساس برخی اخبار منتشر شده، الکساندر لوپز، مربی تیم ملی فوتبال ایران، پس از قهرمانی کاشیما آنتلرز ژاپن به خوشحالی پرداخت.
یوونتوس به دنبال باز پس‌گیری هافبک بارسلونا
یوونتوس قصد دارد در زمستان امسال برای جذب آروتور ویدال از بارسلونا اقدام کند.
مرکز علمی کاربردی فرهنگ و هنر فرخشهر آغاز به کار کرد
ویدئو - تئاتری با هنرمندی مددجویان کهریزک
سی‌وپنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران برگزیدگان خود را شناخت
راه اندازی پویش ملی «من کتاب می‌خوانم» در رادیو ایران
بدون فیلمسازان باید نگران حیات فرهنگی کشور بود
آیین اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه آغاز شد
سینما با سلامت جسم و روان انسان ارتباط جدی و ذاتی دارد
تغییر رویکرد به بهای تضمین گیشه
10 نمایش خارجی در جشنواره تئاتر کودک به روی صحنه می رود
پرتوی: فرصت تعامل میان منتقدان و فیلمسازان به وجود بیاید