اعترافات هولناک زنی که شوهرش را کشت

10:19 ۲۰۲ روز و ۲۰ ساعت پیش برترین ها 178 0
                  اعترافات هولناک زنی که شوهرش را کشت

زنی که در مرداب رابطه شیطانی و با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت شان دفن کرده بود، با اعترافات وحشتناک، راز این قتل را در حالی فاش کرد که قاضی ویژه قتل عمد مشهد در پی احتمال وقوع جنایت در ماجرای کودک ربایی رسیدگی به این پرونده را به عهده گرفت.

برترین ها

خراسان نوشت: زنی که در مرداب رابطه شیطانی و با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت شان دفن کرده بود، با اعترافات وحشتناک، راز این قتل را در حالی فاش کرد که قاضی ویژه قتل عمد مشهد در پی احتمال وقوع جنایت در ماجرای کودک ربایی رسیدگی به این پرونده را به عهده گرفت.

این زن 28 ساله که در حال فراهم کردن مقدمات خروج از کشور با صدور دستورات صریحی از سوی قاضی کاظم میرزایی در چنگ قانون گرفتار شده است، روز گذشته به تشریح جزئیات این جنایت وحشتناک پرداخت و گفت: اواخر سال گذشته با مهرداد (همدست متهم) که شاگرد میوه فروشی بود، آشنا شدم و شماره تلفنم را به او دادم.

همسرم به مواد مخدر سنتی اعتیاد داشت و گاهی مرا کتک می زد! من هم با آن جوان 24 ساله مشکلاتم را در میان می گذاشتم تا این که روزی مهرداد گفت با چند نفر از دوستانش هماهنگ کرده که شوهرم را به کویت ببرند و من هم خوشحال بودم که از شر او خلاص می شوم! ولی مهرداد خیلی دروغگو بود و مثل آب خوردن دروغ می گفت. این حرفش هم عملی نشد تا این که روزی همسرم مرا کتک زد و دستم شکست.

من بلافاصله با مهرداد تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. این گونه بود که تصمیم به قتل شوهرم گرفتیم. آن روز مهرداد برای خرید قرص برنج به پنجراه مشهد رفت ولی فروشنده از دادن قرص به او خودداری کرد. او دوباره با برداشتن کارت های شناسایی پدرش نزد فروشنده رفت و به هر طریقی بود قرص گرفت تا من آن را به همسرم بخورانم!

                  اعترافات هولناک زنی که شوهرش را کشت

اوایل اردیبهشت بود که هنگام عصر، قرص ها را درون داروهای گیاهی معروف به «جوشانده» ریختم. البته اول قرص را پودر کردم تا به عنوان داروی سرماخوردگی به او بدهم ولی آن قرص هیچ اثری نکرد و همسرم مدام می‌گفت: چقدر بد مزه است! گفتم پس بقیه اش را نخور! وقتی موضوع را به مهرداد گفتم، او ناراحت شد و گفت: تو عرضه نداری! حق توست که این قدر زجر بکشی! ولی دوباره زنگ زد و از من خواست طنابی برای قتل همسرم آماده کنم تا او را خفه کند!

من هم از داخل حیاط طناب پلاستیکی لباس ها را پاره کردم و به داخل خانه بردم. آن شب وقتی همسرم مواد مصرف کرد و همان جا خوابش برد، حدود ساعت یک بامداد با مهرداد تماس گرفتم. او آمد و از من خواست در همان حالت خواب، طناب را دور گردن شوهرم بیندازم تا آن را بکشد! وقتی مهرداد داخل آشپزخانه رفت، من طناب را برداشتم که دورگردن همسرم بیندازم ولی ناگهان از خواب بیدار شد!

من که ترسیده بودم طناب را پنهان کردم و گفتم: بخواب! چرا بیدار شدی؟ او گفت: کمی آب می خواهم! و خودش برای نوشیدن آب به آشپزخانه رفت که چشمش به مهرداد افتاد! در این لحظه شوهرم خشمگین به سمت من برگشت و چند تا مشت به سرم کوبید و سپس با مهرداد درگیر شد. مهرداد می گفت: من سفته از تو طلبکارم و برای صحبت درباره پول آمده ام! ولی همسرم دوید و چماقی را از روی زمین برداشت و چند ضربه به مهرداد زد!

در این هنگام مهرداد از آشپزخانه بیرون آمد و طناب را دور گردن همسرم انداخت. وقتی همسرم حالت نیمه خمیده شده بود من هم ضربه ای محکم با چوب به سرش کوبیدم که دوباره مهرداد طناب را کشید تا این که احمد (مقتول) روی شکم به زمین افتاد. به توصیه مهرداد یک سرنگ خالی برداشتم و آمپول هوا به سینه اش زدم!

در این هنگام پسر 10 ساله ام (امین) از خواب بیدار شد و این صحنه را دید که به او تشر زدم به اتاق برود! آن شب جسد را درون حمام کشاندیم ، صبح پسرم را راهی مدرسه کردم و به او گفتم پدرش خوب شده و صبح از خانه بیرون رفته است!

دچار عذاب وجدان شده بودم و از ابزارفروشی محل کلنگ و بیل خریدم تا جسد همسرم را دفن کنیم! ظهر همان روز وقتی پسرم از مدرسه بازگشت مبلغی پول به او دادم تا پسر کوچکم الیاس را به کلوب بازی های رایانه ای ببرد و همان جا ساندویچ بخورند و تا غروب بازنگردند!

متهم این پرونده جنایی در ادامه اعترافات هولناک خود اضافه کرد: با کمک مهرداد، گودالی در اتاق خواب کندیم و جسد را دفن کردیم. بعد از آن 16 روز در همان خانه ماندیم و در کنار یکدیگر زندگی می کردیم تا بتوانم پول رهن منزل را از صاحبخانه بگیرم. به همین منظور نقشه ای کشیدم و مهرداد با تلفن همسرم با صاحبخانه تماس گرفت تا پول رهن را به من بدهد!

او که خودش را به جای شوهرم جا زده بود چنین وانمود کرد که برادرش در تهران فوت کرده و او باید به تهران برود. سپس از صاحبخانه خواست که مبلغ رهن را به من بدهد! اما بعد از آن صاحبخانه پشیمان شد و گفت: این چه مراسمی است که این همه طول کشید!

هر وقت شوهرت بازگشت پول رهن را می دهم در غیر این صورت مبلغ آن را به حساب دادگستری واریز می کنم! «ز- م» افزود: من دیگر نمی توانستم در آن خانه بمانم چرا که همسایگان به ماجرا مشکوک می شدند بنابراین تصمیم گرفتم به همراه مهرداد به خارج از کشور فرار کنیم.

این گونه بود که به یک مرکز کاریابی رفتیم تا ما را به ترکیه اعزام کند ولی متصدی کاریابی می گفت: الان سایت باز نمی شود و شما باید مدتی صبر کنید!

به همین دلیل به فکر اجاره کردن یک منزل دیگر افتادیم. من مقداری از طلاهایم را فروختم و دو میلیون هم مهرداد جور کرد تا این که منزلی را در خیابان شهید چراغچی 13 رهن و اجاره کردیم! ولی برای رفتن به خارج از کشور به پول بیشتری نیاز داشتم این بود که به روستایمان در شهرستان فاروج رفتم تا زمین ارثی را بفروشم!

آن جا در پاسخ به سوال های پدرم گفتم شوهرم فردی را با میلگرد به قتل رسانده و اکنون لب مرز افغانستان است تا پول برایش بفرستم و بتواند از کشور فرار کند! با این حال مشتری برای خرید زمین پیدا نشد و من دوباره به مشهد بازگشتم! این درحالی بود که خانواده ام به اظهارات من درباره قتل مشکوک شده بودند و مدام تماس می گرفتند.

من هم دیگر به تلفن هایم پاسخ نمی دادم تا این که یک روز وقتی فرزندانم در کوچه بازی می کردند و من و مهرداد داخل خانه بودیم ناگهان پسر 10 ساله ام هراسان وارد حیاط شد و گفت: پدر بزرگ و دایی آمدند! من خیلی ترسیدم که منزل ما را پیدا کنند بلافاصله امین را برداشتم و به همراه مهرداد به پشت بام رفتیم. نردبان را هم بالا کشیدم تا کسی به پشت بام نیاید!

برادرم با دیدن الیاس او را در آغوش گرفت و پسر چهار ساله ام در منزل ما را به آن ها نشان داد. ما که از پشت بام این صحنه را می دیدیم فقط خودمان را تا صبح روز بعد مخفی کردیم که آن ها ما را نبینند! در همین حال خانواده ام پسرم را با خودشان به محل سکونت برادرم در بولوار طبرسی بردند! من که نگران بودم چند بار با تاکسی دربستی به اطراف منزل برادرم رفتم تا اگر فرزندم را دیدم او را با خودم ببرم ولی موفق نمی شدم تا این که با فروشنده مواد غذایی آشنا شدم و از او خواستم هر وقت پسرم را دید به من اطلاع بدهد. به او گفتم ماجرای خانوادگی است و نمی خواهم پسرم نزد پدرش باشد!

تا این که یک روز تماس گرفت و من به محل رفتم آن جا به خاطر این که شناسایی نشوم با ترفندی خاص از یک جوان موتورسوار خواستم پسرم را برایم بیاورد اما او می ترسید تا این که شماره تلفنم را به او دادم و مشخصات فرزندم را گفتم. او در کوچه با پسرکوچک دیگری بازی می کرد که آن جوان موتورسوار، او را نزد من آورد!

متهم این پرونده جنایی گفت: در حالی که پدرم به خاطر ربوده شدن پسرم شکایت کرده بود، اختلافاتی نیز بین من و مهرداد شکل گرفت و من به منزل یکی از دوستانم رفتم که همسرش در زندان بود! آن روز در حالت عصبانیت با گوشی به سرولب مهرداد زدم و گفتم می روم کلانتری و همه چیز را اعتراف می کنم. چرا که من نمی‌خواستم دیگر در کنار مهرداد باشم.

ولی مدارکم نزد او بود و نمی توانستم پول رهن خانه را بگیرم! تا این که روزی از منزل دوستم به مهرداد زنگ زدم. او مرا به خانه مادرش برد و چند روز در خانه مادر مهرداد بودیم اما او خیلی دروغ می گفت و من به هیچ وجه به حرف هایش اعتماد نمی کردم. می گفت: در یک باغ نگهبان می خواهند و ما به عنوان سرایدار می توانیم آن جا برویم ولی می دانستم دروغ می گوید.

بعد از این ماجرا بود که با یک راننده تاکسی آشنا شدم و برایش درد دل کردم. او هم مرا به خانه متروکه ای در اطراف روستای ده غیبی برد تا در آن جا برای مدتی زندگی کنم ولی چند روز بعد هنگامی که به همراه دو فرزندم در خانه نشسته بودم ناگهان کارآگاهان اداره جنایی آگاهی را بالای سرم دیدم و فهمیدم که همه چیز لو رفته است.

به دستور قاضی کاظم میرزایی، این زن 28 ساله با صدور قرار بازداشت موقت درحالی روانه زندان شد که محل دفن شوهرش را نیز به کارآگاهان نشان داد و جسد مقتول با تلاش نیروهای آتش نشان از زیر خاک های داخل اتاق بیرون کشیده شد.


گروه های زیر مجموعه اجتماعی

عمومی
عمومی

آخرین اخبار

آخرین وضعیت تورج لارودی و حسن حبیبی
دبیر فدراسیون پزشکی ورزشی درباره آخرین وضعیت تورج لارودی گفت: هرچند این پیشکسوت عرصه رسانه و کارشناس کشتی دچار بیماری عصبی و عضلانی است و فرمان اعصاب به درستی به عضلات نمی رسد، اما تلاش پزشکان بر این است تا بیماری او را کنترل کنند.
شکست دیرهنگام یاران جهانبخش برابر تاتنهام
دیدار دو تیم تاتنهام و برایتون در لیگ برتر انگلیس با برتری یک بر صفر میزبان به پایان رسید.
بارسلونا در یک قدمی فتح لالیگا قرار گرفت
تیم فوتبال بارسلونا با شکست آلاوس تنها به یک پیروزی برای قهرمانی در لالیگا نیاز دارد.
دبیر فدراسیون بدنسازی: امیدوارم به قهرمانی آسیا اعزام شویم- نظارت بر باشگاه‌ها بر عهده ما نیست
دبیر فدراسیون بدنسازی می‌گوید نظارت بر باشگاه‌های بدنسازی و برخورد با متخلفین فروش مکمل‌های غیرقانونی بر عهده ما نیست و ادارات کل ورزش و جوانان مسئولیت این کار را بر عهده دارند.
نتانیاهو: نام شهرکی در بلندی‌های جولان را ترامپ می‌گذاریم
نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کرد، به نشان سپاس از دونالد ترامپ که ماه گذشته بلندی‌های جولان را به عنوان بخشی از اراضی اشغالی به رسمیت شناخت، یک از شهرک‌های احداثی در این منطقه اشغالی را ترامپ خواهد نامید.
داروی تمامی دردهایتان در کلام مولا علی(ع)
امام علی علیه السلام فرموده‌اند تقوای الهی پاک کننده آلودگی جان‌هایتان و روشنی بخش ضعف چشم‏هایتان و فرو نشاننده ترس و اضطراب دل‏هایتان است.
ذکری کارگشا برای جبران اعمال گذشته
ماه شعبان بهترین فرصت برای بدست آوردن گنج‌های معنوی و ذخیره ثروت در آخرت است.
بارش برف بهاری در زنجان- عکس
بارش برف در سومین روز از دومین ماه سال چهره شهر و اطراف زنجان را سفید پوش کرد.
عموهایی که در آینده تنها یک اسم از آنها باقی است
یک جامعه شناس گفت: در آینده از عموها و اقوام نزدیک تنها یک اسم باقی می‌ماند.
راهی ساده و مفید برای جوان ماندن مغز
آلزایمر و زوال عقل جزو لاینفک پیری نیستند و نتایج یک مطالعه جدید نشان می دهد حتی کمی ورزش هم می تواند به پیشگیری از این مشکلات مغزی کمک کند.

پر بازدید ترین اخبار امروز

آخرین وضعیت تورج لارودی و حسن حبیبی
دبیر فدراسیون پزشکی ورزشی درباره آخرین وضعیت تورج لارودی گفت: هرچند این پیشکسوت عرصه رسانه و کارشناس کشتی دچار بیماری عصبی و عضلانی است و فرمان اعصاب به درستی به عضلات نمی رسد، اما تلاش پزشکان بر این است تا بیماری او را کنترل کنند.
دبیر فدراسیون بدنسازی: امیدوارم به قهرمانی آسیا اعزام شویم- نظارت بر باشگاه‌ها بر عهده ما نیست
دبیر فدراسیون بدنسازی می‌گوید نظارت بر باشگاه‌های بدنسازی و برخورد با متخلفین فروش مکمل‌های غیرقانونی بر عهده ما نیست و ادارات کل ورزش و جوانان مسئولیت این کار را بر عهده دارند.
سرقت خانوادگی با نوزاد یک ساله
ماموران انتظامی مشهد با حضور در محل سرقت زن جوانی را دستگیر کردند که نوزادی یک ساله داخل کالسکه را نیز با وسایل سرقتی حمل می کرد و در حال فرار بود.
اظهارات عجیب یک بازیگر در توجیه یک فیلم مبتذل
یک بازیگر سینما و تلویزیون، برای حمایت از فیلمی ضدخانواده، در اقدامی عجیب مقدسات دینی را دستاویز قرار داد.
۶ ترفند برای مقابله با موخوره
موخوره از جمله عارضه‌های شایعی است که کمبود مواد غذایی لازم برای موها می‌تواند این مشکل را تشدید کند.
۶ خدمه کشتی لنج باری از غرق شدن در آب‌های خلیج فارس نجات یافتند
ایران از پرخطرترین نواحی کره زمین به لحاظ وقوع مخاطرات طبیعی است
قاتل خبرنگار بلغاری به ۳۰ سال زندان محکوم شد
آغاز فرآیند بازسازی با تعیین استان‌های معین برای شهرهای آسیب‌دیده از سیل
4 مصدوم در حادثه حریق لنج ماهیگیری در بابلسر
واگذاری اجرای طرح سرباز ماهر به جهاددانشگاهی اردبیل
تمهیدات آتش‌نشانی برای نمایشگاه کتاب
آماده‌باش پلیس راهور برای برگزاری نمایشگاه کتاب
خسارت ۱۰۰ درصدی به ۴۰ خانوار تحت پوشش کمیته امداد در اسدآباد- تخریب 42 پل و راه دسترسی
تحویل اولین مسکن خسارت‌دیده از سیل در خراسان شمالی