اعترافات هولناک زنی که شوهرش را کشت

10:19 ۴۸ روز و ۲۲ ساعت پیش برترین ها 51 0
                  اعترافات هولناک زنی که شوهرش را کشت

زنی که در مرداب رابطه شیطانی و با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت شان دفن کرده بود، با اعترافات وحشتناک، راز این قتل را در حالی فاش کرد که قاضی ویژه قتل عمد مشهد در پی احتمال وقوع جنایت در ماجرای کودک ربایی رسیدگی به این پرونده را به عهده گرفت.

برترین ها

خراسان نوشت: زنی که در مرداب رابطه شیطانی و با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت شان دفن کرده بود، با اعترافات وحشتناک، راز این قتل را در حالی فاش کرد که قاضی ویژه قتل عمد مشهد در پی احتمال وقوع جنایت در ماجرای کودک ربایی رسیدگی به این پرونده را به عهده گرفت.

این زن 28 ساله که در حال فراهم کردن مقدمات خروج از کشور با صدور دستورات صریحی از سوی قاضی کاظم میرزایی در چنگ قانون گرفتار شده است، روز گذشته به تشریح جزئیات این جنایت وحشتناک پرداخت و گفت: اواخر سال گذشته با مهرداد (همدست متهم) که شاگرد میوه فروشی بود، آشنا شدم و شماره تلفنم را به او دادم.

همسرم به مواد مخدر سنتی اعتیاد داشت و گاهی مرا کتک می زد! من هم با آن جوان 24 ساله مشکلاتم را در میان می گذاشتم تا این که روزی مهرداد گفت با چند نفر از دوستانش هماهنگ کرده که شوهرم را به کویت ببرند و من هم خوشحال بودم که از شر او خلاص می شوم! ولی مهرداد خیلی دروغگو بود و مثل آب خوردن دروغ می گفت. این حرفش هم عملی نشد تا این که روزی همسرم مرا کتک زد و دستم شکست.

من بلافاصله با مهرداد تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. این گونه بود که تصمیم به قتل شوهرم گرفتیم. آن روز مهرداد برای خرید قرص برنج به پنجراه مشهد رفت ولی فروشنده از دادن قرص به او خودداری کرد. او دوباره با برداشتن کارت های شناسایی پدرش نزد فروشنده رفت و به هر طریقی بود قرص گرفت تا من آن را به همسرم بخورانم!

                  اعترافات هولناک زنی که شوهرش را کشت

اوایل اردیبهشت بود که هنگام عصر، قرص ها را درون داروهای گیاهی معروف به «جوشانده» ریختم. البته اول قرص را پودر کردم تا به عنوان داروی سرماخوردگی به او بدهم ولی آن قرص هیچ اثری نکرد و همسرم مدام می‌گفت: چقدر بد مزه است! گفتم پس بقیه اش را نخور! وقتی موضوع را به مهرداد گفتم، او ناراحت شد و گفت: تو عرضه نداری! حق توست که این قدر زجر بکشی! ولی دوباره زنگ زد و از من خواست طنابی برای قتل همسرم آماده کنم تا او را خفه کند!

من هم از داخل حیاط طناب پلاستیکی لباس ها را پاره کردم و به داخل خانه بردم. آن شب وقتی همسرم مواد مصرف کرد و همان جا خوابش برد، حدود ساعت یک بامداد با مهرداد تماس گرفتم. او آمد و از من خواست در همان حالت خواب، طناب را دور گردن شوهرم بیندازم تا آن را بکشد! وقتی مهرداد داخل آشپزخانه رفت، من طناب را برداشتم که دورگردن همسرم بیندازم ولی ناگهان از خواب بیدار شد!

من که ترسیده بودم طناب را پنهان کردم و گفتم: بخواب! چرا بیدار شدی؟ او گفت: کمی آب می خواهم! و خودش برای نوشیدن آب به آشپزخانه رفت که چشمش به مهرداد افتاد! در این لحظه شوهرم خشمگین به سمت من برگشت و چند تا مشت به سرم کوبید و سپس با مهرداد درگیر شد. مهرداد می گفت: من سفته از تو طلبکارم و برای صحبت درباره پول آمده ام! ولی همسرم دوید و چماقی را از روی زمین برداشت و چند ضربه به مهرداد زد!

در این هنگام مهرداد از آشپزخانه بیرون آمد و طناب را دور گردن همسرم انداخت. وقتی همسرم حالت نیمه خمیده شده بود من هم ضربه ای محکم با چوب به سرش کوبیدم که دوباره مهرداد طناب را کشید تا این که احمد (مقتول) روی شکم به زمین افتاد. به توصیه مهرداد یک سرنگ خالی برداشتم و آمپول هوا به سینه اش زدم!

در این هنگام پسر 10 ساله ام (امین) از خواب بیدار شد و این صحنه را دید که به او تشر زدم به اتاق برود! آن شب جسد را درون حمام کشاندیم ، صبح پسرم را راهی مدرسه کردم و به او گفتم پدرش خوب شده و صبح از خانه بیرون رفته است!

دچار عذاب وجدان شده بودم و از ابزارفروشی محل کلنگ و بیل خریدم تا جسد همسرم را دفن کنیم! ظهر همان روز وقتی پسرم از مدرسه بازگشت مبلغی پول به او دادم تا پسر کوچکم الیاس را به کلوب بازی های رایانه ای ببرد و همان جا ساندویچ بخورند و تا غروب بازنگردند!

متهم این پرونده جنایی در ادامه اعترافات هولناک خود اضافه کرد: با کمک مهرداد، گودالی در اتاق خواب کندیم و جسد را دفن کردیم. بعد از آن 16 روز در همان خانه ماندیم و در کنار یکدیگر زندگی می کردیم تا بتوانم پول رهن منزل را از صاحبخانه بگیرم. به همین منظور نقشه ای کشیدم و مهرداد با تلفن همسرم با صاحبخانه تماس گرفت تا پول رهن را به من بدهد!

او که خودش را به جای شوهرم جا زده بود چنین وانمود کرد که برادرش در تهران فوت کرده و او باید به تهران برود. سپس از صاحبخانه خواست که مبلغ رهن را به من بدهد! اما بعد از آن صاحبخانه پشیمان شد و گفت: این چه مراسمی است که این همه طول کشید!

هر وقت شوهرت بازگشت پول رهن را می دهم در غیر این صورت مبلغ آن را به حساب دادگستری واریز می کنم! «ز- م» افزود: من دیگر نمی توانستم در آن خانه بمانم چرا که همسایگان به ماجرا مشکوک می شدند بنابراین تصمیم گرفتم به همراه مهرداد به خارج از کشور فرار کنیم.

این گونه بود که به یک مرکز کاریابی رفتیم تا ما را به ترکیه اعزام کند ولی متصدی کاریابی می گفت: الان سایت باز نمی شود و شما باید مدتی صبر کنید!

به همین دلیل به فکر اجاره کردن یک منزل دیگر افتادیم. من مقداری از طلاهایم را فروختم و دو میلیون هم مهرداد جور کرد تا این که منزلی را در خیابان شهید چراغچی 13 رهن و اجاره کردیم! ولی برای رفتن به خارج از کشور به پول بیشتری نیاز داشتم این بود که به روستایمان در شهرستان فاروج رفتم تا زمین ارثی را بفروشم!

آن جا در پاسخ به سوال های پدرم گفتم شوهرم فردی را با میلگرد به قتل رسانده و اکنون لب مرز افغانستان است تا پول برایش بفرستم و بتواند از کشور فرار کند! با این حال مشتری برای خرید زمین پیدا نشد و من دوباره به مشهد بازگشتم! این درحالی بود که خانواده ام به اظهارات من درباره قتل مشکوک شده بودند و مدام تماس می گرفتند.

من هم دیگر به تلفن هایم پاسخ نمی دادم تا این که یک روز وقتی فرزندانم در کوچه بازی می کردند و من و مهرداد داخل خانه بودیم ناگهان پسر 10 ساله ام هراسان وارد حیاط شد و گفت: پدر بزرگ و دایی آمدند! من خیلی ترسیدم که منزل ما را پیدا کنند بلافاصله امین را برداشتم و به همراه مهرداد به پشت بام رفتیم. نردبان را هم بالا کشیدم تا کسی به پشت بام نیاید!

برادرم با دیدن الیاس او را در آغوش گرفت و پسر چهار ساله ام در منزل ما را به آن ها نشان داد. ما که از پشت بام این صحنه را می دیدیم فقط خودمان را تا صبح روز بعد مخفی کردیم که آن ها ما را نبینند! در همین حال خانواده ام پسرم را با خودشان به محل سکونت برادرم در بولوار طبرسی بردند! من که نگران بودم چند بار با تاکسی دربستی به اطراف منزل برادرم رفتم تا اگر فرزندم را دیدم او را با خودم ببرم ولی موفق نمی شدم تا این که با فروشنده مواد غذایی آشنا شدم و از او خواستم هر وقت پسرم را دید به من اطلاع بدهد. به او گفتم ماجرای خانوادگی است و نمی خواهم پسرم نزد پدرش باشد!

تا این که یک روز تماس گرفت و من به محل رفتم آن جا به خاطر این که شناسایی نشوم با ترفندی خاص از یک جوان موتورسوار خواستم پسرم را برایم بیاورد اما او می ترسید تا این که شماره تلفنم را به او دادم و مشخصات فرزندم را گفتم. او در کوچه با پسرکوچک دیگری بازی می کرد که آن جوان موتورسوار، او را نزد من آورد!

متهم این پرونده جنایی گفت: در حالی که پدرم به خاطر ربوده شدن پسرم شکایت کرده بود، اختلافاتی نیز بین من و مهرداد شکل گرفت و من به منزل یکی از دوستانم رفتم که همسرش در زندان بود! آن روز در حالت عصبانیت با گوشی به سرولب مهرداد زدم و گفتم می روم کلانتری و همه چیز را اعتراف می کنم. چرا که من نمی‌خواستم دیگر در کنار مهرداد باشم.

ولی مدارکم نزد او بود و نمی توانستم پول رهن خانه را بگیرم! تا این که روزی از منزل دوستم به مهرداد زنگ زدم. او مرا به خانه مادرش برد و چند روز در خانه مادر مهرداد بودیم اما او خیلی دروغ می گفت و من به هیچ وجه به حرف هایش اعتماد نمی کردم. می گفت: در یک باغ نگهبان می خواهند و ما به عنوان سرایدار می توانیم آن جا برویم ولی می دانستم دروغ می گوید.

بعد از این ماجرا بود که با یک راننده تاکسی آشنا شدم و برایش درد دل کردم. او هم مرا به خانه متروکه ای در اطراف روستای ده غیبی برد تا در آن جا برای مدتی زندگی کنم ولی چند روز بعد هنگامی که به همراه دو فرزندم در خانه نشسته بودم ناگهان کارآگاهان اداره جنایی آگاهی را بالای سرم دیدم و فهمیدم که همه چیز لو رفته است.

به دستور قاضی کاظم میرزایی، این زن 28 ساله با صدور قرار بازداشت موقت درحالی روانه زندان شد که محل دفن شوهرش را نیز به کارآگاهان نشان داد و جسد مقتول با تلاش نیروهای آتش نشان از زیر خاک های داخل اتاق بیرون کشیده شد.


گروه های زیر مجموعه اجتماعی

عمومی
عمومی

آخرین اخبار

توهین آشکار به شرکت کننده؛ «دستپخت» جدید یک برنامه تلویزیونی
این بار بی‌ادبی و بی‌اخلاقی رسانه‌ای از یک برنامه ضبطی سر زده که وظیفه و اهمیت نظارت را به مراتب بالا می‌برد که اگر جلوی چنین اتفاقاتی گرفته نشود آسیب‌ها و معضلات جای کیفیت و تأثیر را می‌گیرند.
بهترین بازی‌های عالم سینما در قرن بیست و یکم
سایت سینمایی Taste of Cinema بهترین بازی‌های قرن بیست و یکم را در سکانس‌های درخشان فیلم‌های مختلف معرفی کرده است که بازیگران ایرانی هم از آن سهم برده‌اند.
گردن درد ناگهانی، علت و درمان فوری
درد گردن، چه بخاطر بد خوابیدن باشد چه وضعیت و فرم بد بدن و یا یک چرخش و حرکت ناگهانی گردن یا استرس زیاد، یکی از شکایت‌های همیشگی است. بیشترین علت گردن درد ناشی از سه بیماری شایع آرتروز ستون فقرات، فتق دیسک گردن و سندرم‌های عضلانی است.
شپش سر کودکان، باور‌های اشتباه و درمان‌های غلط
روش‌های خانگی درمان شپش سر کودکان متعدد هستند؛ اما هیچ کدام به اندازه مراجعه به پزشک متخصص موثر نیست.
طرز تهیه پای کدو حلوایی
این روش پختی که اینجا براتون میذاریم یه نتیجه عالی بهتون تحویل میده یه بافت لطیف و مخملی برای فیلینگ کدو حلوایی و کلا یه پای محشر که مزه اش حرف نداره.
مدل جدید حلقه نامزدی
یکی از رسم‌های موجود در کشور ما این است که خانواده داماد در مراسم بله برون حلقه‌ای را به عروس هدیه می‌دهد که به آن حلقه نشان گفته می‌شود. در این مطلب ما قصد داریم چند نکته مهم در انتخاب مدل حلقه نشان نامزدی را برای شما بیان کنیم و همچنین جدیدترین مدل‌های بازار را نیز به شما نشان دهیم.
افسارگسیختگی روابط جنسی، روابط زناشویی نیست!
مشکل اینجاست که افسارگسیختگی روابط جنسی را به درک روابط زناشویی تعبیر کنیم و با مغرور شدن از اینکه درباره جزییات روابط جنسی اطلاعات کامل داریم، دچار این توهم شویم که حتما همسر موفقی خواهیم بود.
طارق ماندنی است، بشار در تیررس قطری‌ها
قصه بازیکن عراقی استقلال بی‌شباهت به قصه‌های سندباد نیست؛ ماجراجویی کارتونی با داستان‌هایی مهیج و جذاب و حالا او بعد از قرن‌ها این‌بار در قالب یک فوتبالیست عراقی در استقلال دوباره زنده شده تا با پیراهن آبی به ماجراجویی‌هایش ادامه دهد.
مصلح: در بدترین شرایط بازی می‌کنیم
تیم فوتبال پرسپولیس در روزی که با نیمی از بازیکنان اصلی‌اش به میدان رفته بود موفق شد پیکان را در ورزشگاه آزادی شکست دهد.
بیانی: امیدوارم کمیته فنی دنبال برکناری شفر نباشد
کاپیتان و مربی سابق استقلال اوضاع کنونی این تیم را خوب توصیف نمی‌کند و اعتقاد دارد بازیکنان خارجی که جذب این تیم شده‌اند، کیفیت لازم را برای حضور در تیم ندارند و نیم‌فصل باید نفرات جدیدی جایگزین آنها شوند.

پر بازدید ترین اخبار امروز

آمریکا با تحریم غذا و دارو مردم ایران را نشانه گرفته
رئیس جمعیت هلال احمر کشور گفت: آمریکا با رویکرد خصمانه و تحریم های مختلف از جمله غذا و دارو مردم ایران اسلامی را برای ضربه زدن نشانه گرفته است.
سفارت ایران حمله تروریستی هتل اورانوس کابل را محکوم کرد
سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل، واقعه تروریستی هتل اورانوس در افغانستان را محکوم کرد.
هفته آینده؛ رفع ابهام از قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان در مجلس
نماینده مردم مبارکه در مجلس شورای اسلامی از جلسه نمایندگان برای رفع ابهام از یک قانون خبر داد.
اقدام نژاد پرستانه یک کافه در تهران!- عکس
اقدام نژاد پرستانه یک کافه نزدیک اداره اتباع خارجی در تهران در تصویر زیر قابل مشاهده است.
دربار آل‌سعود چه خبر است؟
رویترز به نقل از سه منبع آگاه در خاندان سلطنتی آل‌سعود گزارش داد که به دنبال قتل روزنامه‌نگار منتقد سعودی، بسیاری از اعضای این خاندان در تلاش‌اند که از پادشاه شدن بن سلمان جلوگیری کنند.
قتل بی‌رحمانه مرد جوان در درگیری با سارقان
کشف جسد مرد ۶۵ ساله در تهرانپارس
واژگونی تانکر حامل تینر فوری در محور قدیم ساوه - تهران
قتل مادر ۵۰ ساله و فرزندش در هوراند
فوت مادر و کودک در پی سقوط به چاه ۹۰ متری
انفجار مین باعث قطع پای یک نوجوان شد
انتقاد معاون آتش نشانی از کوتاهی بیمه‌ها در برابر ایمنی
تیراندازی مرگبار در بیمارستانی در شیکاگو
له شدن پراید در تصادف با گاردریل
کلاهبردار ۱۰۰ میلیاردی به دام افتاد