اعترافات هولناک زنی که شوهرش را کشت

10:19 ۱۰۸ روز و ۳ ساعت پیش برترین ها 118 0
                  اعترافات هولناک زنی که شوهرش را کشت

زنی که در مرداب رابطه شیطانی و با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت شان دفن کرده بود، با اعترافات وحشتناک، راز این قتل را در حالی فاش کرد که قاضی ویژه قتل عمد مشهد در پی احتمال وقوع جنایت در ماجرای کودک ربایی رسیدگی به این پرونده را به عهده گرفت.

برترین ها

خراسان نوشت: زنی که در مرداب رابطه شیطانی و با طرح نقشه ای شوم، همسرش را با همدستی یک جوان 24 ساله به قتل رسانده و جسد او را در منزل اجاره ای محل سکونت شان دفن کرده بود، با اعترافات وحشتناک، راز این قتل را در حالی فاش کرد که قاضی ویژه قتل عمد مشهد در پی احتمال وقوع جنایت در ماجرای کودک ربایی رسیدگی به این پرونده را به عهده گرفت.

این زن 28 ساله که در حال فراهم کردن مقدمات خروج از کشور با صدور دستورات صریحی از سوی قاضی کاظم میرزایی در چنگ قانون گرفتار شده است، روز گذشته به تشریح جزئیات این جنایت وحشتناک پرداخت و گفت: اواخر سال گذشته با مهرداد (همدست متهم) که شاگرد میوه فروشی بود، آشنا شدم و شماره تلفنم را به او دادم.

همسرم به مواد مخدر سنتی اعتیاد داشت و گاهی مرا کتک می زد! من هم با آن جوان 24 ساله مشکلاتم را در میان می گذاشتم تا این که روزی مهرداد گفت با چند نفر از دوستانش هماهنگ کرده که شوهرم را به کویت ببرند و من هم خوشحال بودم که از شر او خلاص می شوم! ولی مهرداد خیلی دروغگو بود و مثل آب خوردن دروغ می گفت. این حرفش هم عملی نشد تا این که روزی همسرم مرا کتک زد و دستم شکست.

من بلافاصله با مهرداد تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. این گونه بود که تصمیم به قتل شوهرم گرفتیم. آن روز مهرداد برای خرید قرص برنج به پنجراه مشهد رفت ولی فروشنده از دادن قرص به او خودداری کرد. او دوباره با برداشتن کارت های شناسایی پدرش نزد فروشنده رفت و به هر طریقی بود قرص گرفت تا من آن را به همسرم بخورانم!

                  اعترافات هولناک زنی که شوهرش را کشت

اوایل اردیبهشت بود که هنگام عصر، قرص ها را درون داروهای گیاهی معروف به «جوشانده» ریختم. البته اول قرص را پودر کردم تا به عنوان داروی سرماخوردگی به او بدهم ولی آن قرص هیچ اثری نکرد و همسرم مدام می‌گفت: چقدر بد مزه است! گفتم پس بقیه اش را نخور! وقتی موضوع را به مهرداد گفتم، او ناراحت شد و گفت: تو عرضه نداری! حق توست که این قدر زجر بکشی! ولی دوباره زنگ زد و از من خواست طنابی برای قتل همسرم آماده کنم تا او را خفه کند!

من هم از داخل حیاط طناب پلاستیکی لباس ها را پاره کردم و به داخل خانه بردم. آن شب وقتی همسرم مواد مصرف کرد و همان جا خوابش برد، حدود ساعت یک بامداد با مهرداد تماس گرفتم. او آمد و از من خواست در همان حالت خواب، طناب را دور گردن شوهرم بیندازم تا آن را بکشد! وقتی مهرداد داخل آشپزخانه رفت، من طناب را برداشتم که دورگردن همسرم بیندازم ولی ناگهان از خواب بیدار شد!

من که ترسیده بودم طناب را پنهان کردم و گفتم: بخواب! چرا بیدار شدی؟ او گفت: کمی آب می خواهم! و خودش برای نوشیدن آب به آشپزخانه رفت که چشمش به مهرداد افتاد! در این لحظه شوهرم خشمگین به سمت من برگشت و چند تا مشت به سرم کوبید و سپس با مهرداد درگیر شد. مهرداد می گفت: من سفته از تو طلبکارم و برای صحبت درباره پول آمده ام! ولی همسرم دوید و چماقی را از روی زمین برداشت و چند ضربه به مهرداد زد!

در این هنگام مهرداد از آشپزخانه بیرون آمد و طناب را دور گردن همسرم انداخت. وقتی همسرم حالت نیمه خمیده شده بود من هم ضربه ای محکم با چوب به سرش کوبیدم که دوباره مهرداد طناب را کشید تا این که احمد (مقتول) روی شکم به زمین افتاد. به توصیه مهرداد یک سرنگ خالی برداشتم و آمپول هوا به سینه اش زدم!

در این هنگام پسر 10 ساله ام (امین) از خواب بیدار شد و این صحنه را دید که به او تشر زدم به اتاق برود! آن شب جسد را درون حمام کشاندیم ، صبح پسرم را راهی مدرسه کردم و به او گفتم پدرش خوب شده و صبح از خانه بیرون رفته است!

دچار عذاب وجدان شده بودم و از ابزارفروشی محل کلنگ و بیل خریدم تا جسد همسرم را دفن کنیم! ظهر همان روز وقتی پسرم از مدرسه بازگشت مبلغی پول به او دادم تا پسر کوچکم الیاس را به کلوب بازی های رایانه ای ببرد و همان جا ساندویچ بخورند و تا غروب بازنگردند!

متهم این پرونده جنایی در ادامه اعترافات هولناک خود اضافه کرد: با کمک مهرداد، گودالی در اتاق خواب کندیم و جسد را دفن کردیم. بعد از آن 16 روز در همان خانه ماندیم و در کنار یکدیگر زندگی می کردیم تا بتوانم پول رهن منزل را از صاحبخانه بگیرم. به همین منظور نقشه ای کشیدم و مهرداد با تلفن همسرم با صاحبخانه تماس گرفت تا پول رهن را به من بدهد!

او که خودش را به جای شوهرم جا زده بود چنین وانمود کرد که برادرش در تهران فوت کرده و او باید به تهران برود. سپس از صاحبخانه خواست که مبلغ رهن را به من بدهد! اما بعد از آن صاحبخانه پشیمان شد و گفت: این چه مراسمی است که این همه طول کشید!

هر وقت شوهرت بازگشت پول رهن را می دهم در غیر این صورت مبلغ آن را به حساب دادگستری واریز می کنم! «ز- م» افزود: من دیگر نمی توانستم در آن خانه بمانم چرا که همسایگان به ماجرا مشکوک می شدند بنابراین تصمیم گرفتم به همراه مهرداد به خارج از کشور فرار کنیم.

این گونه بود که به یک مرکز کاریابی رفتیم تا ما را به ترکیه اعزام کند ولی متصدی کاریابی می گفت: الان سایت باز نمی شود و شما باید مدتی صبر کنید!

به همین دلیل به فکر اجاره کردن یک منزل دیگر افتادیم. من مقداری از طلاهایم را فروختم و دو میلیون هم مهرداد جور کرد تا این که منزلی را در خیابان شهید چراغچی 13 رهن و اجاره کردیم! ولی برای رفتن به خارج از کشور به پول بیشتری نیاز داشتم این بود که به روستایمان در شهرستان فاروج رفتم تا زمین ارثی را بفروشم!

آن جا در پاسخ به سوال های پدرم گفتم شوهرم فردی را با میلگرد به قتل رسانده و اکنون لب مرز افغانستان است تا پول برایش بفرستم و بتواند از کشور فرار کند! با این حال مشتری برای خرید زمین پیدا نشد و من دوباره به مشهد بازگشتم! این درحالی بود که خانواده ام به اظهارات من درباره قتل مشکوک شده بودند و مدام تماس می گرفتند.

من هم دیگر به تلفن هایم پاسخ نمی دادم تا این که یک روز وقتی فرزندانم در کوچه بازی می کردند و من و مهرداد داخل خانه بودیم ناگهان پسر 10 ساله ام هراسان وارد حیاط شد و گفت: پدر بزرگ و دایی آمدند! من خیلی ترسیدم که منزل ما را پیدا کنند بلافاصله امین را برداشتم و به همراه مهرداد به پشت بام رفتیم. نردبان را هم بالا کشیدم تا کسی به پشت بام نیاید!

برادرم با دیدن الیاس او را در آغوش گرفت و پسر چهار ساله ام در منزل ما را به آن ها نشان داد. ما که از پشت بام این صحنه را می دیدیم فقط خودمان را تا صبح روز بعد مخفی کردیم که آن ها ما را نبینند! در همین حال خانواده ام پسرم را با خودشان به محل سکونت برادرم در بولوار طبرسی بردند! من که نگران بودم چند بار با تاکسی دربستی به اطراف منزل برادرم رفتم تا اگر فرزندم را دیدم او را با خودم ببرم ولی موفق نمی شدم تا این که با فروشنده مواد غذایی آشنا شدم و از او خواستم هر وقت پسرم را دید به من اطلاع بدهد. به او گفتم ماجرای خانوادگی است و نمی خواهم پسرم نزد پدرش باشد!

تا این که یک روز تماس گرفت و من به محل رفتم آن جا به خاطر این که شناسایی نشوم با ترفندی خاص از یک جوان موتورسوار خواستم پسرم را برایم بیاورد اما او می ترسید تا این که شماره تلفنم را به او دادم و مشخصات فرزندم را گفتم. او در کوچه با پسرکوچک دیگری بازی می کرد که آن جوان موتورسوار، او را نزد من آورد!

متهم این پرونده جنایی گفت: در حالی که پدرم به خاطر ربوده شدن پسرم شکایت کرده بود، اختلافاتی نیز بین من و مهرداد شکل گرفت و من به منزل یکی از دوستانم رفتم که همسرش در زندان بود! آن روز در حالت عصبانیت با گوشی به سرولب مهرداد زدم و گفتم می روم کلانتری و همه چیز را اعتراف می کنم. چرا که من نمی‌خواستم دیگر در کنار مهرداد باشم.

ولی مدارکم نزد او بود و نمی توانستم پول رهن خانه را بگیرم! تا این که روزی از منزل دوستم به مهرداد زنگ زدم. او مرا به خانه مادرش برد و چند روز در خانه مادر مهرداد بودیم اما او خیلی دروغ می گفت و من به هیچ وجه به حرف هایش اعتماد نمی کردم. می گفت: در یک باغ نگهبان می خواهند و ما به عنوان سرایدار می توانیم آن جا برویم ولی می دانستم دروغ می گوید.

بعد از این ماجرا بود که با یک راننده تاکسی آشنا شدم و برایش درد دل کردم. او هم مرا به خانه متروکه ای در اطراف روستای ده غیبی برد تا در آن جا برای مدتی زندگی کنم ولی چند روز بعد هنگامی که به همراه دو فرزندم در خانه نشسته بودم ناگهان کارآگاهان اداره جنایی آگاهی را بالای سرم دیدم و فهمیدم که همه چیز لو رفته است.

به دستور قاضی کاظم میرزایی، این زن 28 ساله با صدور قرار بازداشت موقت درحالی روانه زندان شد که محل دفن شوهرش را نیز به کارآگاهان نشان داد و جسد مقتول با تلاش نیروهای آتش نشان از زیر خاک های داخل اتاق بیرون کشیده شد.


گروه های زیر مجموعه اجتماعی

حوادث و انتظامی
حوادث و انتظامی

آخرین اخبار

دیدارهای هیات آمریکایی با اردوغان و مقامات ترکیه درباره سوریه
رئیس جمهوری ترکیه و هیئت آمریکایی به ریاست لیندسی گراهام در دیداری در آنکارا درباره سوریه و خروج نیروهای آمریکایی از این کشور و همچنین روابط دو جانبه گفتگو کردند.
تایلند، رکورددار مرگ‌ومیر جاده‌ای در جنوب شرق آسیا
رانندگی در تایلند در هر زمانی می‌تواند تجربه‌ای دلهره‌آور باشد اما در تعطیلات سال نو میلادی که در این کشور به "هفت روز خطرناک" معروف است، رانندگان در جاده‌های تایلند اصطلاحا جان خود را در کف دست می‌گیرند.
انفجار مرگبار خط لوله نفتی در مکزیک
در حادثه انفجار خط لوله نفت که در مرکز مکزیک اتفاق افتاد دست‌کم ۲۱ تن کشته شدند.
حفر چاه، جان جوان 18 ساله افغانستانی را گرفت
سخنگوی آتش نشانی شهر تهران از فوت یک جوان 18 ساله افغانستانی حین حفر چاه در منطقه شهرک غرب خبر داد.
نجات کوهنوردان حادثه دیده در آبیدر
مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان کردستان از نجات جان شش نفر از کوهنوردانی که روز جمعه در قله آبیدر به دلیل بی‌احتیاطی دچار حادثه سقوط شده بودند خبر داد.
سقوط ‌تیر برق؛ جان کارگر شرکت برق را گرفت
‌روز جمعه و با توجه به وزش شدید باد، یک کارگر شرکت برق در منطقه کورین از توابع شهرستان زاهدان جان خود را در حین تعمیرات، بر اثر سقوط یک تیر برق از دست داد.
ادامه بارش برف در برخی از محورهای کشور
رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک راهور ناجا آخرین وضعیت جوی و ترافیکی راههای کشور را تشریح کرد.
اطلاعیه سازمان محیط زیست درباره امتحان فراگیر مشترک دستگاههای اجرایی کشور
اطلاعیه شماره یک سازمان محیط زیست در خصوص ششمین امتحان فراگیر مشترک دستگاههای اجرایی کشور در سال ۹۷برای مشاغل کارشناسی و مامور اجرایی محیط زیست
یک فرودگاه قهرمان حفاظت از محیط زیست شد
کارشناسان اعلام کردند: فرودگاه بین‌المللی بوداپست در کشور مجارستان به عنوان قهرمان حفاظت از محیط زیست در اروپا برای دومین سال متوالی شناخته شده است.
شرایط ثبت نام فرهنگیان برای کاندیداتوری‌ در شورای عالی آموزش و پرورش
قائم مقام وزیر آموزش و پرورش جزییات ثبت نام فرهنگیان به منظور کاندیداتوری‌ در شورای عالی آموزش و پرورش را تشریح کرد.

پر بازدید ترین اخبار امروز

مهم‌ترین حمله سایبری 2019 ثبت شد
یک نقض اطلاعاتی گسترده باعث شده که حساب ایمیل 773 میلیون نفر در معرض سوء استفاده قرار گیرد. در کنار این نقض گسترده بالغ بر 21 میلیون رمز عبور نیز هک شد.
فال روزانه ۲۹/ ۱۰/ ۱۳۹۷
همراهان عزیز، محتوای منتشر شده در قالب فال روزانه برترین ها صرفا جنبه سرگرمی دارد.
بی‌توجهی به آموزش‌ علت بروز مشکلات‌ زیست‌محیطی
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران با تاکید بر اموزش‌های محیط زیستی به دانش‌اموزان گفت: دانش‌اموزان سفیران محیط زیست هستند.
اگر تخت جمشید در چین بود
شیراز-ایرنا- برخی فعالان فرهنگی و گردشگری کشور چین می گویند که اگر تخت جمشید در کشور خودشان قرار داشت به بهترین شکل از آن میراث‌داری و آن را سکوی پیشرفت کشورشان می کردند.
تایلند، رکورددار مرگ‌ومیر جاده‌ای در جنوب شرق آسیا
انفجار مرگبار خط لوله نفتی در مکزیک
حفر چاه، جان جوان 18 ساله افغانستانی را گرفت
نجات کوهنوردان حادثه دیده در آبیدر
سقوط ‌تیر برق؛ جان کارگر شرکت برق را گرفت
ادامه بارش برف در برخی از محورهای کشور
علت مرگ کودک ۶ ساله در مرز ماکو
جنایت وحشتناک تبر به دستان در مشهد
آمادگی دانشگاه امیرکبیر برای ساخت ماهواره «پیام»
کابوس سگ‌های لواسان همچنان در تعقیب بهاره!