حسرت نساجی به دل قائمشهر

11:12 ۱۹۴ روز و ۱ ساعت پیش ایسنا 201 0
حسرت نساجی به دل قائمشهر

«این روزها کلمه «امید» را زیاد در قائمشهر می‌شنوید. در شهر پلاکاردها و بنرهایی با تصویر بازیکنان تیم فوتبال محبوب قائمشهر دیده می‌شود که از آن با عنوان «امید شهر خسته» یاد کرده‌اند. پشت شیشه ماشین‌ها هم می‌توانید مشابه همین پوسترها را ببینید. مردم از موفقیت تیم‌شان خوشحالند و انگار امیدوار شده‌اند. با این حال در قائمشهر از هر که بپرسید امیدی به برگشت کارخانه نساجی به روزهای اوج را دارد یا نه، می‌گوید نه. همه می‌گویند خیلی سال گذشته و اگر می‌خواست درست شود، زودتر از این‌ها می‌شد. می‌گویند خیلی‌ها در این سال‌ها آمده‌اند و قول داده‌اند و رفته‌اند. امیدوار کرده‌اند و رفته‌اند...»

ایسنا

به گزارش ایسنا،‌ روزنامه ایران نوشت: «هر روز می‌آیند و در قهوه‌خانه کوچک قدیمی دور هم جمع می‌شوند و میان گپ و گفت‌شان گاهی چشم می‌دوزند به کارخانه که از آن فقط دیواری بلند باقی مانده که گوشه سمت راستش با اسپری مشکی نوشته‌اند: «نساجی مازندران».
پاتوق‌شان اینجاست؛ قهوه‌خانه روبه‌روی کارخانه. سال‌ها هر روز صبح همین مسیر را آمده‌اند، بیشترشان نزدیک ۳۰ سال. کمی مانده بوده تا بازنشسته شوند که کارخانه تعطیل شد. کارخانه شماره ۲ که روزی هزاران نفر در آن کار می‌کردند و حالا جز خرابه‌ای از آن دیده نمی‌شود. زمین متروک و بی‌حاصل که شب‌ها پاتوق معتادهاست و روزها نقش دستشویی عمومی را برای ولگردها بازی می‌کند. این را راننده‌های خطی‌ می‌گویند که کنار دیوار منتظر پر شدن تاکسی‌هایشان ایستاده‌اند. همان‌ها هستند که نشانی کارگران قدیمی کارخانه را در قهوه‌ خانه می‌دهند.
قهوه‌خانه ساعت ۹ صبح کاملاً پر است. مردها استکان‌های چای را پی در پی خالی می‌کنند. بوی املت و پیاز فضا را پر کرده. مردها تقریباً همسن و سال هستند بجز یکی که جوان است و خیال می‌کند برای تیم فوتبال نساجی است که توجه‌ها به قائمشهر جلب شده. همان تیمی که امید شهر خسته می‌نامندش و مردها برایم می‌گویند چرا قائمشهر، شهری خسته است.
«قائمشهر برای کسی مهم نیست. نه یک پارک دارد، نه یک سینما. پر از جوان‌های بیکار است. هر جا بروید می‌بینید چقدر جوان بیکار در شهر هست. ما سال‌ها در نساجی کار می‌کردیم و خودمان را مدیون آن می‌دانیم. بچه‌هایمان را با نان نساجی بزرگ کردیم و درس خواندند.
امید داشتیم بعد از بازنشستگی‌ بچه‌هایمان نساجی را سر پا نگه دارند و به شهر خدمت کنند اما همان‌طور که می‌بینید از کارخانه به آن عظمت فقط یک دیوار مانده و آن را هم لابد چند وقت دیگر خراب می‌کنند. سال‌ها یک مجسمه اینجا بود که یک زن در حال نخ‌ریسی بود و نماد کارخانه محسوب می‌شد، آن را هم خراب کردند و بردند.»
این‌ها را نادر قلی کاوه می‌گوید. ۲۷ سال در کارخانه کار می‌کرده. سال ۸۵ بازنشسته شده. او این‌طور ادامه می‌دهد: «خیلی‌ها بودند که همین‌طور مثل من چند سال از خدمت شان مانده بود؛ هم مردها و هم زن‌ها. کارخانه کلی کارگر خانم هم داشت. همه را ارجاع دادند به بیمه بیکاری. آن موقع در همین کارخانه شماره ۲ بیشتر از ۲ هزار نفر ثابت کار می‌کردند و آنهایی که ثابت نبودند تعدادشان به بالای ۵ هزار نفر فقط در همین کارخانه می‌رسید. در مجموع با زیرمجموعه‌ها ۸ هزار نفر برای نساجی کار می‌کردند. تا این که تصمیم گرفتند کارخانه را تعطیل کنند. گفتند کارخانه ورشکسته شده. این بود که کارگرها را یا بازنشسته کردند یا بازخرید. کارخانه را تخریب کردند و زمین هم که مال بانک و شهرداری است، تقسیم شد اما همین‌طور رها شده و کاری برای آن نمی‌کنند.»
علی براری ۳۰ سال در نساجی کار کرده و بازنشسته شده، می‌گوید: «بچه‌های ما همه بیکارند. اگر کارخانه بود، جای همه ما که بازنشسته شدیم نیروی تازه‌نفس می‌آمد و کار جریان داشت. حالا می‌گویند سال تولید ملی است اما این که فقط به حرف نیست. همیشه نباید از مردم انتظار داشته باشند که آنها رعایت کنند. مسئولان باید خودشان کالای داخلی استفاده کنند و بعد از مردم توقع داشته باشند. اگر ماشین خارجی دارند باید بگذارند کنار. اگر لباس خارجی می‌پوشند دیگر استفاده نکنند و سراغ کالای داخلی بروند. همین کالای خارجی ما را بیچاره کرد. همین جنس چینی که یکهو کل بازار را گرفت.»
محمود محمدی سابقه کار ۲۸ ساله در کارخانه دارد. خودش می‌گوید ۲۸ سال و ۶ ماه. بافنده بوده و ۲ سال بیمه بیکاری گرفته: «گفتند خانه باشید می‌خواهیم شما را بازنشسته کنیم، با حقوق خیلی کم. سال ۸۴ بازنشسته شده‌ام و الان یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرم که با چند سر عائله جوابگوی مخارج زندگی‌ام نیست. بعدش هم به طور کل کاری نبود که مشغول شوم. تحصیلکرده‌ها و جوان‌ها بیکارند، چه برسد به ما.
آن وقت‌ها چند کارخانه بود که همه‌شان کار می‌کردند. الان فقط شماره یک، تولید می‌کند که تازه‌ساخت است. فکر می‌کنم در نهایت ۲۰۰ کارگر دارد. کارهای پارچه‌بافی و نخ‌ریسی می‌کنند اما خیلی محدود است. آن‌وقت‌ها شهرداری گاهی قراردادهایی می‌بست و کارهای جزئی در کارخانه شماره یک و سه انجام می‌داد. دیگر خبری از آن ابهت نیست.
کارخانه تمام شد و رفت. ما که هیچ امیدی نداریم دوباره راه بیفتد. نساجی مهم‌ترین صنعت قائمشهر بود. بیشتر از ۲۰۰ فروشگاه در همه شهرها داشت. الان همه تعطیل شده. دیگر همه یادشان رفته روزی آن کارخانه با عظمت سر پا بود. حالا فقط نساجی را به تیم فوتبالش می‌شناسند که انصافاً شهر را پر کرد. مردم بعد از سال‌ها خوشحال شدند، امید پیدا کردند. نمی‌دانم بعداً چه می‌شود اما حالا انگار خون تازه به شهر تزریق شده.»
زمین خالی را دیوارهای فرو ریخته و چند نخل بلند با سرشاخه‌های تنک، مثل جای خالی دندان جلویی در صورتی است که دیگر نمی‌خندد. راه رفتن روی زمین ناهموار راحت نیست. جابه جای زمین را کنده‌اند و رها کرده‌اند. سنگ‌های بزرگ روی هم تلنبار شده. روی زمین، گوشه و کنار، آثار فضولات انسانی مشاهده می‌شود، همین‌طور چوب و مقوای سوخته که از آتش افروزی شب‌های پیش جا مانده است.
محمد بابایی، از اهالی شهر به یاد دارد زمانی را که کارخانه سرپا بود و برای خودش برو و بیایی داشت. حالا او هم مثل خیلی‌های دیگر از وضعیت پیش آمده ناراحت است و ادامه حیات صنعتی شهرش را وابسته به فعال‌سازی صنعت دیرین می‌داند: «کارخانه نساجی زمانی ۸هزار نفر کارگر داشت. کارخانه شماره یک که وسط شهر بود مدت هاست تعطیل شده.
کارخانه شماره ۲ که گونی بافی بود و کارخانه شماره ۳ که الان خیلی محدود کار می‌کند. چند بار مسئولان کشوری آمدند کارخانه را فعال کنند که نشد و الان با بدهی‌های بالا همین جور بلاتکلیف مانده. خیلی‌ها آن وقت بیکار شدند و بیکار هم ماندند. کسانی بازنشسته شدند اما بقیه نتوانستند کاری پیدا کنند. آن وقت‌ها از شهرهای اطراف هم برای کار می‌آمدند. این شهر امکانات ندارد. با ساری که مرکز استان است یک ربع فاصله داریم و این همه مشکل داریم.»
مشکل کارخانه از سال ۷۲ شروع شد. همان وقت که بانک صنعت و معدن کارخانه را بابت بدهی‌اش به بانک ملی واگذار کرد. روند رو به افول همانجا کلید خورد.
در واقع وزارت صنایع و معادن وقت یکی از بزرگ‌ترین واحدهای صنعتی‌اش را به بانک ملی فروخت. مدیران تغییر کردند و تولید تا سال ۸۰ ادامه یافت.
کارخانه اما پس از آن ورشکسته شد و کار به جایی رسید که حقوق کارگران ماه‌ها به تعویق افتاد. مدیران مجبور شدند برای تأمین حقوق کارگران، سالن‌های تولید را تعطیل کنند و ماشین‌آلات را بفروشند تا حقوق معوقه پرداخت شود. این کار را انجام دادند و قسمتی از حقوق کارگران پرداخت شد اما مشکلات باقی ماند.
کارگران به‌ دلیل شرایط نابسامان کارخانه بارها دست به تجمع‌های اعتراضی زدند. دیگر ماشینی هم برای فروش نمانده بود بنابراین سقف و ستون‌ها را هم برای پرداخت حقوق کارگران فروختند.
این شد که کارخانه تخریب و ویران شد و چیزی از آن باقی نماند جز همان دیوار که چوب حراج بر آن نخورد و باقی ماند تا حسرتی باشد بر دل آنهایی که روزگار شکوه نساجی را دیده بودند.
نمایندگان قائمشهر در مجلس بارها اعلام کردند که تعلل مدیران کارخانه از زمان واگذاری آن به بانک ملی، شرایط را این گونه برای کارخانه و کارگران آن نابسامان کرد. بعد از تعطیلی کارخانه، بیکاری بار بزرگی به دوش مردم شهر گذاشت و بعضی‌ها در نتیجه آن ناچار به کوچ شدند.سال ۹۳ بود که اعلام شد چرخ نساجی قائمشهر دوباره به حرکت درآمده. این خبر مردم شهر را امیدوار کرد. اعلام شد که دو کارخانه شماره ۱ و ۳ تقریباً فعال شده و کارگران کارخانه شماره ۲ نیز به کارخانه شماره ۳ منتقل شده‌اند. البته عنوان شد که تولید کارخانه‌ها از چرخه کامل به دو بخش تولید نخ و تولید پارچه محدود شده و بخش رنگرزی آن کاملاً تعطیل است و پارچه‌های تولیدی برای رنگرزی به استان‌های دیگر همچون قزوین منتقل می‌شود. این در حالی بود که بخش اصلی اشتغالزایی و سودآوری کارخانه‌ها مربوط به همین بخش رنگرزی بود. در همین راستا علی‌پور، نماینده وقت مردم قائمشهر، سوادکوه و جویبار در مجلس اعلام کرد که اگر خط رنگرزی این دو کارخانه دوباره فعال شود، حدود ۶ تا ۷ هزار نفر می‌توانند در این بخش‌ها مشغول کار شوند و همین گفته‌ها کارگران را دوباره امیدوار کرد.
مهرماه ۹۵ بود که خبر خرید کارخانه نساجی شماره یک از سوی شهرداری این شهر، شهروندان را امیدوار کرد که لااقل سرنوشت این یکی همانند کارخانه‌های نساجی شماره دو و سه نشود.
پس از تملک کارخانه از سوی شهرداری قائمشهر، سوله‌های تولیدی مشغول فعالیت شدند و برخی دستگاه‌های از پیش تعطیل شده همانند بافندگی و رنگریزی نیز مجدداً فعال و راه‌اندازی شد. حالا از مجموع تمام گمانه زنی‌ها، ۲۱۴ نفر کارگر در کارخانه شماره یک نساجی قائمشهر مشغول به کارند که با تعداد شاغلان قبلی، به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست.
این در حالی است که با وجود دستگاه‌های سنتی و قدیمی، تولید کارخانه را راضی‌کننده نمی‌دانند و امید چندانی به بهره‌ وری این صنعت دیرپای مازندران ندارند.
این روزها کلمه «امید» را زیاد در قائمشهر می‌شنوید. در شهر پلاکاردها و بنرهایی با تصویر بازیکنان تیم فوتبال محبوب قائمشهر دیده می‌شود که از آن با عنوان «امید شهر خسته» یاد کرده‌اند. پشت شیشه ماشین‌ها هم می‌توانید مشابه همین پوسترها را ببینید. مردم از موفقیت تیم‌شان خوشحالند و انگار امیدوار شده‌اند. با این حال در قائمشهر از هر که بپرسید امیدی به برگشت کارخانه نساجی به روزهای اوج را دارد یا نه، می‌گوید نه. همه می‌گویند خیلی سال گذشته و اگر می‌خواست درست شود، زودتر از این‌ها می‌شد. می‌گویند خیلی‌ها در این سال‌ها آمده‌اند و قول داده‌اند و رفته‌اند. امیدوار کرده‌اند و رفته‌اند. همه رفته‌اند و ما مانده‌ایم در شهری که خسته است.»


گروه های زیر مجموعه از همه جا

بازار
بازار

آخرین اخبار

حیوانات دنیا را چگونه می بینند؟
همه میگن حیوانات خیلی بهتر از ما آدم ها دنیا رو می بینن. اما آیا واقعیت داره؟ دید حیوانات خیلی کامل تر و دقیق تر از ما آدم هاست.
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی؛ عملکرد رادیو
هر نوشته‌ای نویسنده‌ای دارد. هر نویسنده‌ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته‌هایی که در این صفحه می‌خوانید، Status‌های کپی پیست شده‌ای است که در شبکه‌های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده.
پیام دهکردی از روز‌های سخت بیماری‌اش می‌گوید
پیام دهکردی را بیشتر به‌عنوان بازیگر تئاتر می‌شناسند، اما اگر زیاد اهل دیدن تئاتر نباشید و کار‌های تلویزیونی را دنبال کنید، حتما او را در سریال‌های «مدار صفردرجه» و «شهریار» به یاد دارید.
کارن خاچانف، غول جدید دنیای تنیس
به نظر بعضی کارشناس‌ها، کارِن خاچانُف، می‌تواند همان غولِ چراغِ جادویی باشد که مدتهاست منتظرش هستند.
چهره بی همتای موسیقی، سید خلیل عالی نژاد
سید خلیل صدای گرم و عرفانی داشت و آواز را از مکتب مرحوم استاد میرزا حسین خادمی آموخته بود و از مرحوم نادر نادری دف آموخت و تار را از کیخسرو پور ناظری، نواختن تارش به شیوه نوا زندگی مکتب برومند نزدیک بود و پرده گیری‌های زیبایش و مضراب شمرده و جمله بندی هایش در سه تار، ساز مرحوم یوسف فروتن را به یاد می‌آورد.
صادق هدایت چگونه مردی بود؟
افخمی رو به روی دوربین نشسته بود و حال و هوای سالن سرخ را به حاشیه میکشاند. یعنی از همان جملات ابتدایی مشخص بود که تنور این بحث تا کجا داغ خواهد شد و آتش آن به کجا خواهد رسید.
۱۵ گل و گیاهی که تنها با یک لیوان آب رشد می‌کنند
گل و گیاهان آپارتمانی باعث زیباتر شدن و دوستانه‌تر به نظر رسیدن فضا می‌شوند. اما بسیاری از مردم حوصله پرورش گیاهان را ندارند و در نتیجه از انرژی مثبت آن‌ها در خانه خود بهره نمی‌گیرند.
بنا: در این سال‌ها با کَلَک، کشتی دنیا را می‌بُردیم
سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی گفت: با خودم فکر کردم اگر الان نیایم یک سال دیگر هم به بطالت می‌گذرد و باز هم چند ماه مانده به المپیک مجبور می‌شوم برگردم.
پرتغالی‌ها عذرخواهی نمی‌کنند!
در حالی که همه منتظر عذرخواهی دستیار کارلوس کی‌روش از اصحاب رسانه بودند اما سرمربی تیم‌ملی با آوردن عذر بدتر از گناه، سعی در توجیه رفتار ناشایست دستیارش دارد.
ژاوی یک ماه خانه نشین شد
هافبک اسپانیایی السد به خاطر آسیب دیدگی نمی‌تواند یک ماه تیمش را همراهی کند.

پر بازدید ترین اخبار امروز

صدور مجوز شکار در زمان شیوع بیماری آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان ممنوع می شود
مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت شکار و صید سازمان حفاظت محیط زیست از ممنوعیت صدور مجوز شکار در زمان شیوع بیماری آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان خبر داد.
وانت هیولای میتسوبیشی وارد جاده‌ها شد!
میتسوبیشی پشی‌بینی کرده است که پس از گذشت مدتی آن را در دیگر بازار‌های آسیا، اقیانوسیه، خاورمیانه، اروپا، آفریقا و آمریکای لاتین عرضه کند. میتسوبیشی در نظر دارد که این خودرو در بیش از ۱۵۰ کشور جهان به فروش برسد و قرار است طی سال مالی پیش‌رو ۱۸۰ هزار دستگاه از آن تولید شود.
افزایش قیمت لوازم خانگی؛ ۸۰ تا ۱۵۰ درصد
سخنگوی انجمن صنفی تولیدکنندگان لوازم خانگی از افزایش حداقل ۸۰ درصدی قیمت لوازم خانگی تولید داخل و افزایش بیش از ۱۵۰ درصدی محصولات با برند خارجی در این حوزه خبر داد.
توقف خرید و فروش مسکن در کرج
رئیس اتحادیه مشاورین املاک کرج از توقف خرید و فروش مسکن در این کلانشهر خبر داد و گفت: این روزها معاملات مسکن بیشتر به صورت معاوضه انجام می‌شود.
قالیباف ریاست مجلس یازدهم را می‌خواهد؟
تمام تلاش شورای گذشته شهردار شدن هاشمی بود
شب‌های ترمینال جنوب
این تیم‌ ملی سزاوار «انزوا» نیست
نجات فائزه از میان کولاک
مردان آتشین
کِی آب بنوشیم؟
ازدواجی که یک‌شبه فرو ریخت
تحلیل حسین علایی از استراتژی آمریکا علیه ایران
کج‌شدن شکم پس از جراحی زیبایی!